- تاریخ : سه شنبه ۱۹ دی ۹۶
- ساعت : ۱۰ : ۴۸
- سلام (عزیزم، ... جان، فلانی و...)
چطوری؟ حالت خوبه؟
= سلام (عشقم، گلم، عزیزم و...)
مرسی! تو خوبی؟
- o_O یعنی چی مرسی؟ چرا جواب سؤالمو نمیدی؟
= 😂 از دست تو تسنیم!
- تاریخ : دوشنبه ۱۸ دی ۹۶
- ساعت : ۱۱ : ۵۸
ترسم کز این چمن نبری آستین گل
کز گلشنش تحمل خاری نمیکنی
چشم مُ رَ گرفته چن تا کفتر
گفته خودش چن تاشَ خواستی وردَر
الان دِرُم خادما رَ مِپایُم
بچه محلهی امام رضایُم
در دل تاریک این شبهای سرد
ای امید نا امیدیهای من
برق چشمان تو همچون آفتاب
میدرخشد بر رخ فردای من
وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلاً صَالِحاً وَآخَرَ سَیِّئاً
عَسَى اللَّهُ أَن یَتُوبَ عَلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ
خوشا آنان که هِر از بِر ندانند
نه حرفی وانویسند و نه خوانند
چو مجنون سر نهند اندر بیابان
ازین گُوْ گَل روند آهو چرانند
::خیلی هم بیخود::
- تاریخ : يكشنبه ۳ دی ۹۶
- ساعت : ۱۰ : ۴۱
- تاریخ : يكشنبه ۳ دی ۹۶
- ساعت : ۰۴ : ۲۷
- تاریخ : شنبه ۲ دی ۹۶
- ساعت : ۲۳ : ۵۰
- نظرات [ ۱ ]
- تاریخ : شنبه ۲ دی ۹۶
- ساعت : ۱۰ : ۱۸
- نظرات [ ۹ ]
همه برفتند بخسبیدند. کما فی الیلالی السابق. فقط چون امشب تولد هدهد بود، شیرینی آورده بود خوردیم :) شام هم کدو داشتیم که نخوردم ;)
ما موجوداتی هستیم که صلوات میفرستیم و بعد حافظ میگشاییم :) [یه وقت به ذهنتون خطور نکنه خانواده تو این امر مقدس شرکت جوییده باشند ها! خانواده در خواب ناز به سر میبرند :)]
- تاریخ : پنجشنبه ۳۰ آذر ۹۶
- ساعت : ۲۲ : ۵۰
- ادامه مطلب
- نظرات [ ۸ ]
واسه بعضی آدما تاریخ و ماه تولد خیلی مهمه. مثلا کسی که تولدش تو اسفند و از همه بدتر آخرای اسفند باشه، همیشه افسوس میخوره که چرا همه سنش رو یه سال بزرگتر از واقع تصور میکنن. این موضوع تو کار ما هم یه جورایی قضیه میش میاره.
ما تو دانشگاه یه استادی داشتیم که یه دخترش دانشجوی داروسازی بود، دو تا بچهی دیگه هم داشت که یادم نیست چه تحفهای بودن! این استادمون مینشست پا میشد پز بچههاشو میداد. همون روز اول ملاقاتمون هم زدیم به تیپ و تاپ هم. میخواست منو از زایشگاه بفرسته دانشکده پیش مدیر گروه که سرویه سعی کرد یکم جو رو آروم کنه. چقد رفتم حاشیه! القصه این استاد گرام با اینکه خودش ماما بود و راجع به بارداری و زایمان و رشد جنین و اینا اطلاعات کافی داشت، یکی از زایمانهاش سزارین الکتیو بدون اندیکاسیون بود. چرا؟ چون تاریخ زایمانش میفتاده تو پاییز و این باعث میشده بچه اش یه سال از مدرسه عقب بیفته! یا تاریخ یکی دیگه از زایمانهاش مهر بوده اما تونسته با پارتی گواهی ولادت رو واسه شهریور بگیره تا بچهش از مدرسه عقب نمونه! این یه مثال بین با سوادا!
اون روز تو درمانگاه یکی از مریضا اومده بود میگفت من تاریخ زایمانم میفته وسط اردیبهشت. نمیشه کاری کرد که من دو هفته زودتر یا دیرتر زایمان کنم؟ پرسیدم واسه چی میخوای این کارو بکنی؟ گفت "چون یه دختر اردیبهشتی تو اطرافیانم هست، اردیبهشتیها اصلا خوب نیستن، نمیخوام دخترم اون شکلی بشه!"🤐 پروندهشو تشکیل دادم و رفت پیش دکتر و دوباره حرفشو تکرار کرد. دکتر هم گفت "من خودم اردیبهشتیام، امکان نداره، حتما زایمانت تو اردیبهشت انجام میشه والسلام!" :) این هم مثال عوامانهش.
+ من خودم اعتراض دارم که چرا تو آذر به دنیا اومدم، ماه بهتر نبود؟ والا! :) این هم مثال آرتمیسانهاش.
- تاریخ : چهارشنبه ۲۹ آذر ۹۶
- ساعت : ۱۹ : ۳۵
- نظرات [ ۷ ]
تنفس بین مریضا! نفسسسسسس بکشیم :)
حدیث با مامانش! منو شناخته بودن، من اونا رو نه. گفتم چه هی لبخننند میزنن :) "ما از همون اول که دیدیم گفتیم این دختر حاجیه!"
خانم محمدزاده نیومده امروز هم. کار اونم میشه با من، البته راحتتر هم هست اینجوری. نمیخوام به کسی انگ بزنم، ولی فک میکنم یه مشکل شخصیتی داره.
یه خاطره یادم اومد امروز صبح: فک کنم اول دبیرستان بودم، داشتیم میرفتیم قم جمکران با بیت المهدی. دو تا اتوبوس بودیم. سر صبحی هنوز راه نیفتاده دیدیم اومدن بین همه سیب پخش کردن. اونم چه سیبایی؟ نصفه! همهی سیبا رو از وسط نصف کرده بودن! من کنار دوستم نشسته بودم. تعجب کردیم، ولی گفتیم شاید تعداد سیبا کمتر از تعداد افراد بوده واسه همین نصفشون کردن که به همه برسه. این دوست من با اعضای کادر دوست بود، واسه همین یکیشون اومد برامون تعریف کرد قضیه چی بوده! آقای افتخاری، مسئول بیت المهدی به کادر گفته بودن چون دو تا اتوبوسه، سیبا رو نصف کنن و بین همه پخش کنن. این کادر بسیار باهوش هم بجای اینکه تعداد سیبا رو نصف کنه، کل سیبا رو از وسط نصف کرده بود😅😅😅
- تاریخ : چهارشنبه ۲۹ آذر ۹۶
- ساعت : ۱۱ : ۱۲
- نظرات [ ۱ ]
- تاریخ : سه شنبه ۲۸ آذر ۹۶
- ساعت : ۲۳ : ۴۱
- نظرات [ ۴ ]