مونولوگ

مونولوگ

یک دختربچه بیست و اندی ساله منتخب برای بازی در نقش آرتمیس قصه ما...

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

بشکن بشکنه!

پنجشنبه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۶، ۱۱:۴۰ ب.ظ

دیروز صبح تو درمانگاه گوشیم از دستم افتاد و گلس و گاردش شکست.
عصر هم تو کلینیک در سطل آشغال رو بستم که ناگهان شکست و خرد شد!
همکارم می‌گفت "یکی چش زده!!!" میگم "سطل آشغالو چش زده؟"😂😂😂
برای سطل خیلی ناراحت شدم. امروز بعد از کلاس خیاطی رفتم یه سطل خریدم. سطلی که شکست خیلی غول‌آسا بود و هرجا می‌رفتم اون اندازه و مدل نداشت. بیشتر از یک و نیم کیلومتر پیاده‌روی کردم! بعد که خریدمش چون حمل و نقلش تا خونه و باز تا کلینیک سخت بود بردم گذاشتم طبقه پایین کلینیک که عصر ببرمش بالا. چشمتون روز بد نبینه! عصر هنوز به در کلینیک نرسیده دکتر شروع کرد به دعوا کردن! و گفت "این سطل همین پایین می‌مونه!" و خودش رفت بالا. منم سطلو برداشتم رفتم بالا! دکترم دیگه هیچ حرفی نزد! فقط از طریق خ.ص پیغام می‌فرستاد که "اینو می‌بری خونتون!" منم هی می‌گفتم "نه!" آخر سر وقتی خ.ص داشت سطل قبلی رو خالی می‌کرد، رفتم شروع کردم پلاستیک سطل رو باز کردن که بذارم جای قبلی که ناگهان دکتر هوار شد رو سرم و چنان داد و بیداد می‌کرد و چش‌غره می‌رفت که نزدیک بود قالب تهی کنم! "من حرفو یه بار می‌زنم!!!" "قرار نیست شما اینجا برای ما تعیین تکلیف کنی!" "اینا وسایل مصرفی اینجاست، اگه شکست شکست، فدای سر همه، من باید تهیه‌اش کنم!" و قس علی هذا.
منو میگی کوپ کرده بودم! چه همه حرف و استدلال آماده کرده بودم بزنم! یه دو تا جمله‌ی شکسته بسته گفتم که یادمم نیست چی بود الان 😂😂😂
انقدری هم عصبانی شده بودم که حد نداشت! چطور جرئت کرده بود با من اونطوری حرف بزنه؟ "من حرفو یه بار می‌زنم!!!" واسه خودت می‌زنی. به من چه؟ چه‌کاره‌ی منی که لازم باشه حرفتو گوش بدم؟ من یادم نیست بابام جوری باهام حرف زده باشه که از ترس نطقم کور بشه و حرفام یادم بره! اونوقت ایشون! خلاصه که الان از دست تماااااام مردای دنیا که بلااستثنا مستبد و مستکبرن کفری‌ام!

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۶/۰۶/۱۶
آرتمیس

مسئولیت

نظرات  (۱۳)

۱۶ شهریور ۹۶ ، ۲۳:۵۴ کوچه دوازدهم
خب ایشون به نوعی میخواسته تعارف کنه
ولی خب راهش رو بلد نبوده  
میتونست یا هزینه اش رو به حسابتون بریزه یا مثلا با یه شیرینی چیزی جبران کنه و محترمانه بخواد ..
بعضیا اخلاق خاص دارن نمیشه بهشون خرده گرفت.طبیعتشون اینه
پاسخ:
بله بله می‌دونم. طبیعت مردا استبداد و استکباره :/
+ همکارم می‌گفت "دکتر چون می‌دونسته اگه آروم صحبت کنه، تو کوتاه نمیای، مجبور شده یه کاری کنه نتونی بحثو ادامه بدی!" ولی هرجور نگاه می‌کنم اینم استبداده!
خوش اومدین :)
 ✅ والکاظمین الغیظ والعافین عن الناس .... جزاک الله
پاسخ:
آره یه جورایی واقعا کظم غیظ کردم! البته برای جون خودم! قشنگ نزدیک بود از پنجره پرتم کنه بیرون!!!
عوضش غیظ‌ها! الان داره از چش و گوشم می‌زنه بیرون :)
عزیز دلم کی جرات کرده دوست جان ما رو اذیت کنه؟
آدرس و عکس بده جنازه تحویل بگیر 
پاسخ:
یا خدا! 😂😂😂😂
مگه خانم وکیلای مهربون از این کارام بلدن؟ 😉
قربانت سه‌رک جان❤
مستکبران خونریز لعنتی 
غیر از بابام 
پاسخ:
نه دیگه! به خون و خونریزی نکشید ;)
بِ‌لا‌اس‌تث‌نا!!! 
۱۷ شهریور ۹۶ ، ۰۱:۲۸ مهبد یحیائی
خخخخخ
نترسید دکترم برای شما شیره تو خونشون شک نکن موشه :))
پاسخ:
یعنی اگه کامنت شما حقیقت می‌داشت خیلی بیشتر عصبانی می‌شدم از دستش!
ایشون خیلی مغرور هست، ولی نه تنها برای من شیر نیست! که محترمانه‌تر از بقیه باهام رفتار می‌کنه و تازه یه بار از دهنش دررفته بود که گاهی ازم می‌ترسه! واسه همین از رفتار دیروز شوکه شدم. انگار رو این موضوع زیادی حساسه.
خوش اومدین :)
متاسفانه باید اعلام کنم که از دست تنها کسی که باید کفری باشید خودتان میباشید ولاغیر! به 1002 دلیل  
پاسخ:
حالا فی‌المجلس دوتاشو بفرمایید.
۱۷ شهریور ۹۶ ، ۱۴:۴۳ محمود بنائی
:))) سطل به اون بزرگی معلومه چشم میخوره!
همه مردای عالم؟  :)) 
پاسخ:
دقیقا! همممه‌ی مردای عالم. کاملا به این موضوع اعتقاد دارم :)
فکر کنم پست مناسبی رو انتخاب نکردم برای تبریک!
دیدم بچه‌ها در گروه‌ها به سادات بیشتر تبریک میگن؛ با خودم فکر کردم که در بین بلاگرها کسی رو می‌شناسم یا نه و اولین نفر شما به ذهنم اومدین. 
عیدتون خیلی خیلی مبارک. :))
پاسخ:
وای خدای من! مرسی مرسی :) تبریک اختصاصی چه می‌چسبه! ❤❤❤
طبق دستور "وَ إذا حُیّیتُم بِتَحیَّةٍ فَحَیّوا بِأَحْسَنِ مِنْها أو رُدّوها" عید شما خیلی خیلی خیلی خیلی مبارک :):):):) مبارک به معنی اصلی کلمه؛ با برکت و میمون و مسعود :)
اگر تا سه چهار سال آینده متوجه نشدید چرا خویشتن مقصرید ، میگم!یعنی زمان جوابگوست ... 
فی المجلس اگر جناب دکتر زن میبود ، قطعا از تمام زنها متنفر نمیشدید هرگز!  قطعا و یقینا :))
پاسخ:
اگه جناب دکتر زن بود، از تمام زن‌ها متنفر نمی‌شدم زیرا می‌دونستم این یه استثناست که اینجوری روی بقیه حکمروایی می‌کنه؛ ولی متأسفانه مثال نقض واسه سلطه‌گر بودن مردها پیدا نکردم تا حال :)
اگه فک میکنی حق شماست و همه مردا اینجوری ان، پس حتما این نوع خلقت حکمتی داشته :)
گرچه که اینجوری نیست... پسر تو سری خور کم نداریم
پاسخ:
توسری‌خور نبودن و سلطه‌گر بودن متردافند؟
بله مترادف اند. مشکلی دارید با این مسئله؟؟؟؟ 😒

(این کامنت خودش سلطه گرانه بود 😁)
پاسخ:
خانه از پای‌بست ویران است😒😒😒😒😒

(الان دارین حساب خودتونو از توسری‌خورها جدا می‌کنین پس!😏)
درواقع دارم در راستای تقویت افکار و فتوای غلط شما گام برمیدارم :)))
مردا همه شون از همونایی ان که شما میگین. اصن ذره ای شک نکنین😎
پاسخ:
گام بردارین، قدم بزنین، یورتمه برین، دوی ماراتون حتی! ذره‌ای شک تو این عقیده‌ی من رسوخ نمی‌کنه :) نگران این چیزا نباشین :)
یورتمه برم؟ :||||
پاسخ:
با اسب 😂😂😂

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">