مونولوگ

دیوانه منم من که روم خانه به خانه

مونولوگ

دیوانه منم من که روم خانه به خانه

‌‌

شنبه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۷، ۱۱:۵۵ ب.ظ

امشب دعوت شدیم :)
دیشب یه تیکه از حرفام جا موند: "دیگه حسرت نمی‌خورم که چرا مرد نیستم و نمی‌تونم مثل اونا سینه بزنم." (حسرت خیلی آشنای خیلی از خانوم‌ها)

یک شب هم طول نکشید که باز هم دلم خواست می‌تونستم مثل مردها سینه بزنم:
دست‌ها به نوبت بر آسمان بلند می‌شوند و فرودشان بر سینه‌های ستبر و مردانه، طنین باشکوهی در فضا می‌افکند. تکرار نوحه: همه با دست چپ بر پا می‌کوبند، ریتمیک و منظم‌؛ آخرین ضربه را محکم‌تر می‌زنند و باز دست‌ها و آسمان به هم می‌رسند.
مگه میشه جایی، جمعیتی، منظوم! باشن و من محو نشم؟
البته یه جایی بود که نوحه‌خوان یه ریتم خاصی رو گفت بزنن و هیچ‌کس بجز برادران من نتونستن بزنن :) مشخصه که ریتم تولیدی بقیه غالب بود.
دایی هم به سبک وطن سینه می‌زد، خیلی محکم و خیلی پر تحرک با وسیع‌ترین دامنه‌ی حرکتی دست.

جمله‌ی ماندگار امشب هم تعلق می‌گیره به زن‌دادششش: جووجه! نرو اونور، اون طرفِ عمه دیگه عمه نیست! :)))
و هدهد: یا اون نونایی که ریز (ترید) کردی رو بریز تو کاسه‌ی آبگوشت من یا بیا وروجکو نگه دار! :///

۹۷/۰۶/۲۴
تسنیم

نظرات  (۷)

حسرت خیلی آشنای خیلی از خانوم هارو زیاد شنیدم ولی اصلا درک نمیکنم! و بنا به قاعده "کم من فئه قلیلیه غلبت فئه کثیره" احساس میکنم به درستی درک نمیکنم... هرکس در جایگاه خودش ... نیت ها مهم هستن... تعجبم از اینه که این قضیه خیلی واضحه تر از اونه که شما بعد از یک عمر بهش رسیده باشید. 
شما که همسایه امام رضا محسوب میشید؛ یقینا دیدید که چه کسانی میرن توی کفش داری ها خدمت میکنن ... تکبیر لازمه اینی که گفتم. 
پاسخ:
بقیه‌ی خانم‌ها رو نمی‌دونم، ولی من دوست دارم تو اون نظم جمعی شرکت کنم. به خلوص نیت و اجر و حتی به امام حسین هم به احتمال قوی ربطی نداره. مثل کسی که دوست داره جمع‌خوانی کنه، تو گروه سرود باشه و... جنسش شبیه ایناست.
تسنیم منم جزو معدود دفعاتی هست که از دختر بودن پشیمونم :|
عزاداری اقایون خیلی بهتره
تاااازه میتونن برن توی حسینه ها و کلی کار کنن
پاسخ:
حالا من واسه این مورد از دختر بودنم ناراحت نیستم، ولی واسه بعضی چیزها چرا. مثلا اینکه از رانندگی می‌ترسم :| اگه پسر بودم مثل داداشام شوماخر می‌شدم :))))
من هیچ وقت دوست نداشتم رانندگی رو
و اصلا اقدامی نکردم برا گواهینامه
اصلا جزو فیوریت هام نیست :))
پاسخ:
از طالعِ کج! من تو روز "حمل و نقل و رانندگان" به دنیا اومدم و این یکی دو سالی که اینو فهمیدم، تازه متوجه شدم چرااااا من انقد دوست دارم راننده بشم 😂😂😂
:)) واجب شد برم ببینم روز تولدم چه روزی نامگذاری شده
پاسخ:
ببییییییین!
تو باید چاپگر بشی 😂😂😂😂
چاپگر؟!!
میخوای برای شروع هی مطالب کپی کنم؟! :))
پاسخ:
نه، برو به واحد تایپ و تکثیر دانشگاه درخواست کار بده ^_^
سلام علیکم!

هان الان درک کردم، نیت شما از عزاداری و اون نظم جمعی ، لذت بردن است ! بازهم تکبیر... 
پاسخ:
سلام
بلی، همان است.
...
پاسخ:
خوب شد این سه نقطه رو گذاشتین.
منظورم این نبود که عزاداری می‌کنم برای لذت، منظورم فقط فعل سینه‌زنی بود.
اتفاقا دیشب موقع سینه‌زنی داشتم فکر می‌کردم این افعال و حرکات چه ربطی به ناراحتی و عزا داره؟ فقط یه ربط کوچیک پیدا کردم و اون اینکه اگه کسی با شنیدن نوحه از فرط ناراحتی و هیجان خواست از خودبی‌خود بشه، به این وسیله می‌تونه هیجانش رو تخلیه و کنترل کنه، بدون اینکه مجلس بهم بخوره یا صحنه‌ی بدی به وجود بیاد. ولی من که نمی‌بینم کسی به این حد برسه.
بعد خودم پیش خودم نتیجه‌گیری کردم که این یه رسم و آئینه که از قوم و طایفه و کشوری تا قوم و طایفه و کشوری دیگه متفاوته و وجودش ضرری به کسی نمیزنه. ما به راحتی می‌تونیم مراسمات و نحوه‌ی عزاداری اقوام مختلف رو بپذیریم، ولی لزوما اون مراسم ربطی به ناراحتی و اینا نداره.
میشه از خودتون سوال بپرسین و بهش جواب بدین تا متوجه بشین. کسانی که سینه می‌زنن هدفشون چیه؟ آیا با این کار ناراحتی خودشونو بروز میدن؟ نمی‌تونم بگم هدفشون لذته، اما احتمالا هدفشون زنده نگه داشتن نحوه‌ی مراسم و آئین خودشون در باب عزاداری امام حسینه، در کنارش شرط می‌بندم لذت هم می‌برن. حالا من برام فرقی نمی‌کنه این شکلی واسه امام عزاداری کنم یا شکلی دیگه، بنابراین صرفا جنبه‌ی لذتش می‌مونه.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">