مونولوگ

دیوانه منم من که روم خانه به خانه

مونولوگ

دیوانه منم من که روم خانه به خانه

جَو

جمعه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۷، ۰۲:۲۸ ب.ظ

چند روزه دارم به این فکر می‌کنم قیمت دلار که ثابت شد، برم برای شش هفت ماه بعد صد و بیست دلار رو بخرم. الان میشه حدود یک و هشتصد، گفتم شاید تا اون موقع سه تومن هم بشه! منم که می‌خوام به زودی از کارم بیام بیرون، بعد اونوقت چیکار کنم؟
هرچی فکر کردم، نتونستم بفهمم بالاخره این کار درسته یا غلط. می‌دونم خرید صد و بیست تا، تو خریدهای آنچنانی سرمایه‌دارها اصلا قطره هم نیست؛ می‌دونم نیت من پس‌انداز هم حتی نیست، چه برسه به سرمایه‌گذاری، و در واقع این نیاز چند ماه بعدمه؛ ولی با این وجود آیا کار درستیه؟

تا اینکه امروز تو پیج آقای جوان آراسته، اینو خوندم:

ما به یک گناه جمعی می‌سوزیم و چاره‌اش را به غلط بیرون از خودمان دنبال می‌کنیم.
من اگر امروز به شنیدن یک خبر از جایی و خواندن پیامی در گروهی، هراس برم می‌دارد و ته مانده پس‌اندازم را چند سکه طلا می‌خرم یا ماشین برمی‌دارم و می‌روم فلان شهر نزدیک تا از جایی یک صندوق عقب پوشک بچه بخرم، یا از ترس قیمت‌های بعد آبان‌ماه لوازم التحریر سال بعد بچه‌ام را هم امروز می‌خرم، یا به اعتماد کسی که خبر دارد، می‌روم و از راسته بنکداران کیسه کیسه عدس می‌خرم، فردا روزی اگر دستم برسد و دری به تخته‌ای بخورد و مدیر فلان بخش استان بشوم، خبرها زودتر از دیگران روی گوشی همراهم می‌رود و می‌آید و آن روز حتما به جای چند سکه امروز، چند صد سکه و به جای یک صندوق عقب، چند تریلی و به جای چند کیسه، چند انبار ارزاق و وسیله و ثروت جمع می‌کنم.
چند سال بعدتر که شاید جاافتاده‌تر باشم و با سابقه‌تر، به جای مدیر استانی پله‌های ترقی را طی می‌کنم و می‌نشینم روی یکی از صندلی‌های تصمیم‌سازی برای کشور.
آن روز هم من همان منم.
این بار اما جایی نشسته‌ام که خودش خبرساز است. به دست بالا بردن و نشستن و برخاستن من جمله‌ای تبدیل به قانون می‌شود، بیابانی‌ آباد می‌شود و کالایی آزاد می‌شود. حالا من به جای زحمت انبار کردن و جمع کردن و نگه‌داری، فقط با پیامی و امضایی سرمایه‌ام ضریب برمی‌دارد و حالم خوش‌تر می‌شود و موفقیتم افزون‌تر.
ما به یگ گناه جمعی می‌سوزیم، گناه تربیت نکردن خودمان و تربیت نکردن نسلی که بفهمد در چهارچوب زندگی اخلاقی و دینی اگر هر ‌چه را برای خودمان می‌خواهیم برای همه بخواهیم درست زندگی کرده‌ایم و با دو دوتای مادی به جای حرص زدن برای سهم بزرگ‌تری از یک کیک کوچک، اگر برای سهم کوچک‌تری از یک کیک بزرگ تلاش کنیم، برنده‌ایم.


آدرس پیجشون در اینستاگرام: mrarasteh
+ فک کنم اولین متنیه که از جایی کپی می‌کنم و بجز سه تا ویرگول و یه تغییر خیلی کوچولو، ویرایش دیگه‌ای روش انجام نمیدم :)
+ بالاخره پای این مسائل به اینجا هم باز شد :)

۹۷/۰۶/۱۶
تسنیم

نظرات  (۱۶)

and then ؟ 
از خرید اون دلارها منصرف شدید یا نه؟
پاسخ:
NO!
نمی‌تونم منصرف بشم، همون شش هفت ماه بعد می‌خرم.
نمیدونم...
من اگر نیاز به چیزی داشته باشم خب همیشه میچرخم قیمت مناسبه رو میخرم...
بحث نیاز با این بحثی که این اقا کرده متفاوته ها...
مثلا من احتیاج به یخچال دارم برای جهازم که میخوام دو ماه دیگه بچینم ، خب الان میخرمش ...فرق داده با این که من نشسته باشم تو کارخونه ام ، بگم برم با خرده پول های چند صد میلیونیم مثلا دلار بخرم... 
پاسخ:
چرا بحث نیاز هم هست. الان من دور و بر خودم دارم می‌بینم همه هجوم بردن مواد غذایی بخرن برای ماه‌های بعد! این نیازشونه ولی نیاز الانشون نیست. این یه بار اضافه است رو بازار که باعث افزایش قیمت و شایعه‌ی کمبود میشه. من می‌ترسم باعث افزایش یک ریالی بشم که در کنار تلاش! سایر اعضای جامعه باعث بشه یه پدر بدون خریدن نون بره خونه. تا چند روز قبل فشار رو واقعا احساس نکرده بودم، چون کسی نیومده بود بگه من چهار ماهه گوشت نخریدم، من یک دونه مرغ رو برای یک ماه استفاده می‌کنم، من و بچه‌م رفتیم خونه‌ی بابام و شوهرم خونه‌ی باباش تا وقتی که اوضاع بهتر بشه و بتونیم برگردیم پیش هم! من نمیگم مسبب اولیه‌ی این وضع همسایه‌ی کلینیکمونه که رفته چهار کارتون پوشک سایزهای مختلف خریده، ولی احتمالش زیاده که با این کارش یه افزایش قیمت یا حداقل کمبودی رو به بازار تحمیل کرده باشه و از کجا معلوم باعث نشده باشه که کسی نتونه برای بچه‌ش پوشک پیدا کنه؟

جهیزیه فرق داره، همیشه روال همین بوده. در تمام فصول ازدواج هست و قبل تمام ازدواج‌ها خرید هست. اتفاق تازه‌ای برای بازار نیست که بخواد باعث شوک خرید و اینا بشه و کسی هم موقع خرید جهیزیه نمیگه حالا شاید بعدا گرون بشه سه تا یخچال بخرم، دو تا گاز بخرم، پنج تا سرویس قابلمه!
اگه منظورت اینه که نمیخوای بخری با وجود اینکه حقوق ثابتی نداری و گول این حرفها رو خوردی 
خل که هیچ از خل رد کردی
پاسخ:
:)
حالا دلار برای چی میخوای؟
من و مستر باشیم نمیخریم. کما اینکه با همین استدلال نخریدیم و حدود ۳۰ میلیون ضرر کردیم!

+چطوری بدون عنوان پست میذاری؟ با اسپیس که نمیشه :(
پاسخ:
برای تعویض پاسپورت
من هم ممکنه ضرر کنم، ولی ممکن هم هست اوضاع بهتر بشه و سود کنم :)
شما هم ان‌شاءالله خدا براتون جبران کنه.

+ دو تا نیم‌فاصله. اگه گوشیتون نداره باید با سیستم بیاین.
اگه نمی‌تونین با سیستم بیاین، بگین من یه کامنت براتون میذارم همونو کپی کنین تو قسمت عنوان و بعد فقط نقطه‌شو پاک کنین، دو تا نیم‌فاصله‌ش می‌مونه :)


عالی عالی
برای همسری هم خوندم متنشو... منم قبول دارم و تمام تلاشمو میکنم حتی با یه کار کوچیک دامن نزنم به این اوضاع...

+ سوال منم بود بدون عنوان نوشتنت. مرسی بابت توصیح :))
پاسخ:
بله، خدا خیرش بده آقای محمدرضا جوان آراسته رو :)
و شما رو هم خیر بده :))

+ بعضی وقتا خیلی لازمه :)
باعث قوت قلبه این حرفاتون، امیدوارم تا اون موقع اوضاع بهتر بشه، اگر کسایی که این دغدغه رو دارن یه حزب تشکیل بدن اسم منم توشون بنویسین
پاسخ:
خدا کنه بشه چهار و دویست :)

لوسی‌می
مستر
ارکیده
هایتن
.
.
.
:)
حرفها و توضیحت به دلژین درسته منتها اینکه صد و بیست دلار تو همون جهیزیه هست نه اینکه تو یک دلار لازم داشته باشی و صد و بیست دلار بخوای بخری. 
تو لازم داری 
اگه نداری که هیچ 
پاسخ:
در سال‌های گذشته اونایی که پاسپورت تعویض می‌کردن، دلارش رو از شش هفت ماه پیش نمی‌خریدن. خریدن الان من و بقیه خارج از روتینه و به اضافه‌ی اونایی میشه که الان لازمش دارن. این هم نوعی هجوم به بازاره :)
قیمت دلار که ثابت شد

در جواب باید بگم قیمت دلار ثابت نمیشه تا جایی که پول ایران روز به روز متاسفانه بی ارزش تر میشه !!
و تا پایان سال شانس بیاریم دلار نشه ۲۵ تومن خیلیه و حتی بالاتر.
این یک :)

اما دو :)
دلار نخر :)))
بجاش یورو و ریال عربی  و دینار بگیر و یا طلاء  :دی 

ولی خارج از این بحثی که این آقای جوان آراسته گفتند من اگر پول داشتم میگرفتم :))
دلار نه ولی هر چیزی غیر دلار  رو میگرفتم ؛  چون ؛ فردا میام میگم :)) اگر نشد قول میدم طی این چند روز آینده بیام بگم و توضیح بدم :)
الانم باید برم سر کارم :)) چون بی نهایت سرم شلوغه :|:).


سلام :)

تا درودی دیگر به درود :)

پاسخ:
سلام
ممنون از اینکه نظرتو گفتی :)
چقد دیر میری سر کار!!! حالا چه کار بیرون، چه کار خونه! الان وقت خوابه دیگه! منم منتظر کسی‌ام، وگرنه دارم بیهوش میشم :)
۱۷ شهریور ۹۷ ، ۰۱:۵۶ ... به دنبال حقیقت ...
خیلی خوب بود واقعا...ممنون
پاسخ:
ممنون از آقای آراسته و از شما :)
میفهمم چی میگی ها ولی جریان اینه که مردم ترسیدن...
اول ترس 
دوم عدم اعتماد 
مگه زمان جنگ نبوده ؟ مردم حتی من از ادم های معتبرم شنیدم ریکا نداشتن تو خونشون ، گوشت و مرغ که پیشکش ، کلی مشکل داشتن ، اما کلی پشت هم بودن...
الان چی شده ؟ هرکس به فکر خودشع و به خاطر بی اعتمادی و دلسردیش به کسی جز خودش فکر نمیکنه! حق هم دارن ... واقعا حق دارن...
طرف ۵ تا بچه داره ، من بهش حق میدم از الان بره برا چند ماه دیگه اشم شده مواد غذایی بخره که حداقل چند ماه دیرتر بچه هاش به سختی بیفتن... 
////
پوشک مشکلش کارخونه هان !
من مستقیم خبر دارم ، واقعا خط تولید تعطیله ! پنبه ریزی ک من فکر میکردم ایرانیه فهمیدم همه اش مونتاژه ! مواد اولیه هاشون همه وارداتیه ! و الان تعطیله خط تولیدشون...
یعنی ما تو این کشور با وجود تواناییش حتی توان تولید یک پوشک نداریم ! باید نخ و پنبه اشم از یه جا دیگه بگیریم !!!
به درک بچه ها ...میگیم بچه ها رو کهنه میبندن ، پیرمرد و پیرزن و معلول ذهنی رو چه کار کنن تسنیم ؟؟؟ مرد ۸۰ ساله با بی اختیاری ادرار چه خاکی به سر بریزه ؟ بچه ۳۰ ساله معلول ذهنی رو چه کنن ؟ :) 
من حق میدم اصلا بره هرچی پوشکه تو شهر جمع کنه بیاره انبار کنه ! 
/////
دارو... میدونم خیلی از داروخانه ها هنوز خیلی دارو ها رو دارن تو انبار ! اما رو نمیکنن... میشه به من بگی من برای داروی قلب مامانم باید چه خاکی بریزم به سرم !؟ از فرشته تا دم راه آهن دونه دونه داروخانه ها رو رفتم تسنیم، التماس کردم که اگه دارین به من بدین ، با عز و التماس و نشون دادن نسخه و پرونده پزشکی و توضیح اینکه آقا این برا مامان من جایگزین نداره ! بالاخره دو بسته گرفتم برای حدود ۹ ماهش شد! داروی مامان من امشبش بشه صبح ، صبح خدا عالمه چی شده ! اینو من نمیتونم بشینم سر جام بگم ولش کن و از الان داره تن و بدنم میلرزه برای ۹ ماه آینده ! 
////// 
من و خونوادم از این کارا نکردیم برای غذا و طلا و ...؛ یه علت بزرگش و اصلیش و واقعیت تلخش این بوده خب نگرانی نداشتیم‌ ... میگفتیم داریم ، دو برابر بشه ، س برابر بشه ، ... ولی واقعا خودم الان که دانشجوام خرج دستمه میفهمم بقیه چرا این کار رو میکنن... چرا میترسن...
طرف ۳ تا بچه داره ، مهر هم سال تحصیلی شروع میشع ...‌الان نخره مایحتاج ۱ سال تحصیلش رو ، شاید نتونه وسط سال دفتر رو بخره ، مداد رو بخره ! واقعا هم نمیتونه ! هرکدومشون ۵ تا دفتر بخوان ارزون ترین دفترها و مداد ها رو هم براسون بگیره ؛ با همون کیف و کفش سال قبلم بخواد بفرستتشون باید براشون ۲۰۰ تومن خرج کنه ... دوماه دیگه باید ۳۰۰ تومن بده... خب نداره تسنیم... از کجاش بیاره ؟ 
میره الان ۳۰۰ تومن میده برا کل سال بعدشونم میخره !!! 
من درک میکنم این ادمها رو 
عمیقا میفهممشون 
حرف های تو رو هم درک میکنم 
ولی تو این اوضاع به اونهایی که احتیاج دارن نمیتونم ایراد بگیرم‌... 
واقعا نمیتونم.... 
اما اونی که مثل من و امثال من داره و از این کارها میکنه ، خودش میدونه و ... 
پاسخ:
در مورد دارو نمی‌تونم به این صراحت حرف بزنم، ولی بقیه‌ی موارد چرا.
آخه من اینطور فکر نمی‌کنم که فقط وظیفه دارم جسم فرزندمو پرورش بدم، پوشک داشته باشه، شکمش سیر باشه، دفتر قلم داشته باشه؛ اگه الان اون این رفتار رو از من ببینه، آیا هیچ‌وقت معنای ایثار و انسانیت رو خواهد فهمید؟ گاهی آموزش اخلاق به بچه آسونه، یه شکلات (از این گنده‌ها 😅) برای بچه‌ت می‌خری و تو پارک بهش میگی به بچه‌ی همبازیش هم بده. ولی یه وقتی مثل الان هزینه داره، سختی داره، هم برای تو هم برای بچه‌ت. و من معتقد به این نیستم که بچه تا فلان سالگی با هیچ چالشی روبرو نشه، هیچ کمبودی حس نکنه، هیچ در معرض فکر کردن و تصمیم‌گیری قرار نگیره. شاید علم روانشناسی منو محکوم کنه، ولی من بعدها حتما سعی خواهم کرد یه محدودیت و محرومیت کنترل‌شده‌ای به بچه‌م وارد کنم.
اگه چند ماه بعد قراره مواد غذایی تموم بشه (که ابدا چنین قراری نیست) بذار همه با هم نخوریم. اگه قراره یک سال بعد قیمت‌ها سر به فلک بکشه (که من خیلی امیدوارم اینطور نشه) من با این کارها باعث نشم شش ماه بعد این اتفاق بیفته.
من شروع کنم به اعتماد کردن و القای آرامش و سعی کنم گسترشش بدم، نه اینکه بگم اعتمادی نیست، همه دارن زیر پای همو خالی میکنن. میشه برگشت و آدم‌های قبل شد، باور کن میشه :)
کامنت آخری "دلژین" بانو رو خوندم . خیلی از حرفهایی که من هم میخواستم بگم اما حس کردم مفید فایده نیست گفتنشون و طوماری اضافه میشه به باقی طومارها... اما یک نکته رو یادآور میشم. شما نیم دقیقه خودتون رو گذاشتید جای پدر محترم، و از اون دیدگاه اوضاع رو دیدید و درک کردید....از این فاصله نمیتونید خودتون رو جای مادری بذارید که بچه اش در عذابه...نع! رفتارتون در شرایط واقعی انحراف خواهد داشت از این گفتار ایده آل
+من اعتقاد دارم که وقتی قیمت چیزی میره بالا، اراده مردم باید بر نخریدن باشه...بخش قابل توجهی از افزایش قیمت به به هم خوردن عرضه و تقاضا مربوط میشه. اما منی که یک پولی دارم و عرق زیادی ریختم براش و بهترین روزهای جوانیم رو برای بدست آوردنش صرف کردم؛و روز به روز داره از ارزشش کم میشه، وقتی دارم با چشمهای خودم سیاست وحشیانه و ظالمانه دولت رو میبینم و مطمئن میشم اون پولی که از جیب من میره، مستقیم میره تو جیب دولت و ککش هم نمیگزه ( امیدوارم سخنرانی امروز رییس جمهور رو دیده باشید) آیا باید دست روی دست بذارم و طلا یا سکه نخرم که کلا پولم پوچ بشه. آیا واقعا رفتار درست اینه که من بذارم ارزش پولم یک چهارم یا یک پنجم بشه؟  و بعد خوشحال باشم که من کمکی نکردم به خرابی اوضاع ؟ وقتی دولت میتونه و نمیخواد و حتی برعکس، خواستار این شرایطه، این رفتار من درسته؟ 
پاسخ:
گفتین نرود میخ آهنین در سنگ؟ :)

حق با شماست، رفتار ما مسلما از پندار ما مقداری انحراف خواهد داشت. منطقیه که من بخوام در سطح بالاتری فکر کنم تا سطح عملم هم کمی بالاتر از قبل بیاد. من هم می‌دونم اینا حرف و تئوریه :) و حداقل کاش فکر باشه نه حرف. [چون بین حرف و عمل ممکنه فرسنگ‌ها فاصله باشه و یه چیزی به نام ریا اون وسط دخیله، ولی شاید فاصله‌ی تفکر و اعتقاد با عمل کمتر باشه. گرچه بااااز هم باید بگم که گاهی فکر می‌کنیم به چیزی معتقدیم ولی پای عمل که پیش میاد می‌فهمیم بهشت را به بها می‌دهند نه به بهانه. مثل اینکه الان ما رو بذارن تو کربلا روز دهم محرم سال شصت و یک هجری!]
ولی چیکار کنیم؟ کاری بیشتر از این ازمون برمیاد؟ که فکر کنیم، بعد که فکر کردیم مسلما تو غربال امتحانش قرار خواهیم گرفت و مگه امتحان جز مجالی برای رشده؟ (و احیانا سقوط) ما ناگزیریم از حرکت، و من با علم به اینکه با این ادعا در معرض امتحانش قرار خواهم گرفت، انتخابم این بوده که این حرف رو بزنم.

ولی اعتراف می‌کنم با تمام حرفایی که زدم، من هم نمی‌تونم اون افراد متوسط و ضعیف جامعه رو که برای به باد نرفتن چندرغاز سرمایه‌شون این کار رو می‌کنن شماتت کنم، فقط می‌تونم ازشون بخوام که این کارو نکنن.

رای‌ و فتوایی که صادر کردید در مورد شندرغازهای مردم واقعا صحیح و ستودنیه! یاد "یشترون به ... ثمنا قلیلا" های قرآن افتادم. یعنی واقعا مال دنیا هرچند مثلا 200 میلیون تومن هم باشه، ارزش این رو نداره که آدم کاری رو انجام بده که به نظر خودش و خیلیا درست نیست ... اما خودتون اگر 200 میلیون داشتید چه حکمی براش صادر میکردید؟ 1- سکه یا دلار میخریدید یا یه جنسی که سود کنه؟  2-میذاشتیدش تو خونه که سر سال هم از ارزش بیوفته و هم خمسش رو بدید؟ 3-چیزی میخریدید که ضرر کنید؟ 4- یه سرمایه گذاری خوب در یک جای مطمئن!!! 
+سود واقعی رو اونهایی بردند که هیچی نداشتند ... اون ایده آل فکر کردنتون هم لایک ... هرچند یک قید "خیلی" باید اضاف میکردم به اون "انحراف"
پاسخ:
از آخر بگم به اول، کاملا انتظار می‌رفت که به اون "مقداری انحراف" گیر بدید و خب خودمم بعد از اینکه کامنتو تایید کردم و دوباره خوندم فهمیدم "مقداری" خیلی واقعی نیست.

سود واقعی؟ خدا کنه، چون منم جزء همینام. ولی امتحان نداده که غلط نداره، نمره هم نداره :)

و جواب سوالتون: تصورش سخته، ولی سعی خودمو می‌کنم. ضمنا فرض بر اینه که این پول ناگهانی در دوران رکود اقتصادی افتاده تو دستم وگرنه قبلش اگه بود حتما یه‌کاریش می‌کردم، معطل نگه داشتن این مقدار پول عقلانی نیست.

من شم اقتصادی خوب یا سواد و علم اقتصاد ندارم، گزینه‌ی 4 رد میشه.
3: چرا باید این کارو بکنم؟
بقیه‌ش سخته، چون می‌تونم به حرف بگم پولمو نگه می‌دارم، هرچه باداباد. واقعا هم چنین کاری ممکنه، ولی ممکن هم هست بستگی به شرایط کار دیگه‌ای بکنم، از بین هر روش دیگه‌ای یه خونه‌ی کوچیک ممکن بود بخرم [مشهد ارزون‌تر از تهرانه، گفتم که قیمتای تهرانو در نظر نگیرین! :)] و بعد بدم دست بنده‌ای از بندگان خدا که مقداری از عذاب وجدانمو کم کنه.
ولی روش که فکر می‌کنم، اگه منِ همین الان دویست تومن پول داشته باشه، می‌تونه بشینه و ذره ذره از سرمایه‌ش بخوره و خوشحال باشه که نیازمند کسی نیست، شاید به فکرش هم خطور کنه که یه‌کم به نیازمندا هم کمک کنه. ولی فعلا معلوم نمیشه که واقعا چیکار می‌کردم.

چه آیات تکان‌دهنده‌ای رو یادآوری کردین! چندتاشو بعد از نوشتن سطور بالا خوندم، الان به نظرم همه‌ی دویست تومنو می‌برم میندازم تو صندوق صدقات :)

و مفتی هم خودتانید 😒

ضرر نکردن در این وضعیت خودش نوعی سود محسوب میشه به نظرم! یعنی بهتر بود میگفتم اونهایی که هیچی نداشتن ضرر نکردن ... هم مادی هم معنوی.
and now I can claim that که مفید فایده بوده است!
+نه من مفتی نیستم دیگه ،من  مفسرم  و کلاس خارج فقه برگزار میکنم فقط:)))
پاسخ:
بله! خارج فقه شیخ ابوسارینای تهرانی رو هم تلمذ کرده‌ایم قبلا!
عالی بود. یعنی در حد عالی ها!!

از ماست که برماست
پاسخ:
:)

بعله، از ماست که بر همه است :)
ببین 
اینکه قبلا نمیرفتن بخرن از شش ماه پیش 
بخاطر این بوده که بازار همچی وضعیت افتضاحی نداشته که تو از فردا صبحت و قیمتهاش خبر نداشته باشی 
اینکه تو بری از الان بخری چون واقعا معلوم نیست شش ماه دیگه پولت به یک چهارم مقدار دلارت برسه یا نه غیرمنطقی نیست گرچه منم دعا می کنم این روند متوقف بشه 
اما وقتی همکارم در عرض ۱۴ روز یه خونه میخواستن بخرن که قیمت روز صفرش بوده ۲۲۰ میلیون و روز چهارده که برگشتن برن بخرن فروشنده گفته ۳۸۰ میلیون! چجور میشه اعتماد کرد و نترسید؟ 
پاسخ:
نمی‌دونم چجور میشه اعتماد کرد و نترسید
دقیقا منم وقتی خوندمش این "گناه بودن" ندانستن ذهنم رو درگیر کرد. باور نکردم که گناه باشه،اما باور کردم که پیامبر فرموده باشند : وای بر کسی که نمیدونه. و میدونید که دو نوع جاهل داریم، قاصر یعنی کسی که کوتاهی نکرده در جهلش، و مقصر ، کسی که میتونسته یاد بگیره ولی نرفته پی‌اش. 
پاسخ:
به نظر من هر دو جمله اشتباهه، ندانستن گاهی عیب بزرگ و بسیار بدیه، گاهی نه تنها گناه نیست که حتی بهتر از دانستنه. داریم اللهم انی اعوذ بک من علم لا ینفع، از امام صادق علیه‌السلام به گمانم.
مسئله‌ی من اینه که در حدی "بدانم" که بتوانم اولویت‌های دانستن رو بفهمم و پی‌اش رو بگیرم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">