مونولوگ

دیوانه منم من که روم خانه به خانه

مونولوگ

دیوانه منم من که روم خانه به خانه

جام جهانی چشم‌هایش

دوشنبه, ۴ تیر ۱۳۹۷، ۱۱:۰۴ ق.ظ


نزدیک بود که به خودم افتخار کنم دیگه :||| از بس عجایباً غرایبا دیدم این چند روز. بعد دیدم شخصا که به چنین سجایای اخلاقی متصف نشدم، از اول از اون ژن خوبا داشتم!! ژن خوب هم که احسنت و باریکلا نداره! مثلا ژن تنفر از دروغ و ریا، ژن دوست نداشتن غیبت و از همه مهم‌تر و مهم‌تر و مهم‌تر ژن خوش‌بینی! شاید به قول بقیه حماقت :|


نه جدی، بی‌شوخی، چرا ملت این‌جوری‌ان؟ من چند روز، از صبح تا شب با یه بنده‌خدایی حرف می‌زدم و کار می‌کردم. کمترین احساسی مبنی بر اینکه داره به من امر و نهی می‌کنه نداشتم. چه اینکه اگر می‌کرد هم مشکلی نبود، چون سنش از مامانمم بیشتره فک کنم. بعد یکی از افرادی که احساس کرده به من نزدیکه، اومده میگه که "چرا میذاری این بهت دستور بده؟ چرا میذاری رئیس‌بازی دربیاره برات؟" و پشت‌بندش اطرافیانش هم همین حرف رو زدن. احساس کردم که چون خانوادگی با این خانم مشکل دارن رو قضاوتشون اثر گذاشته. از این مدل و مدل‌های دیگه، مشکل زیاد داشتم این چند روز.

خدا رو شکر کردم که من رو در این باب‌ها خنگ آفریده. اینطوری خیلی راحت‌تر زندگی می‌کنم. شنیدین که احمق‌ها زندگی راحت‌تری دارن؟ بعله، راسته. برا من که اینقد خوش میگذره، کاملا جدی میگم ها. دلم برای بقیه می‌سوزه که مجبورن چقد حواسشون رو جمع کنن مبادا خواهرشوهر یا زن‌داداششون پاشو از گلیمش درازتر کنه! واقعا ترجیح میدم تو این موارد احمق باشم تا اینکه ریزترین متلک‌ها رو بگیرم، کوچکترین حرکت انگشت شست پای طرف رو ببینم و منظورش رو برداشت کنم، ربط بین غذایی که میزبان پخته و میزان ارادتش به خودم رو کشف کنم، لوازم و اشیای جدیدی که بر اساس چشم و هم‌چشمی با من خریده رو دونه به دونه آنالیز و قیاس کنم و بعد بخوام بر اساس این چیزها ساعت‌ها خودخوری کنم یا مغز اطرافیانمو مثل پنبه تیت* کنم!

الحمدلله، الحمدلله، الحمدلله...


گاهی با آقای میفتم تو یه تیم، اونوقت آقای که میگن "وای از دست زن‌ها و این اخلاق‌هاشون" می‌تونم بگم "فعلا که من اینورم، پس نمی‌تونین بگین از دست زن‌ها! :)))"



*تیت کردن: به‌هم‌ریختن، پخش و پلا کردن. پنبه تیت کردن: حلاجی کردن، پنبه زدن

+ عنوان: خخخخخخ


۹۷/۰۴/۰۴
تسنیم

نظرات  (۳)

تیت کردن 
ببین با دیدن عنوان میخواستم یه زهر مار بنویسم و برم 
اما متن رو شروع کردم به خوندن دیدم آخیییییش خبری از اون خزعولات نیست :) 
پاسخ:
عه راس میگی! نمدونستم، تازه فهمیدم ^_^
😂😂😂😂
اومده بودم بگم چشمای کی رو این چند روز دیدی که زده به سرت دیدم عنوانت غلط اندازه.خخخخخ
سلام

میدونستی که روایت داریم اکثرالجنة من البله؟
یعنی بیشتر اهل بهشت آدمای ساده انگار هستن.
دقیقا همین که توضیح دادی.

حالا من میفهمما. همین حرکتا رو همین رفتارارو.ناراحت هم میشم از این دست برخوردا باهام بشه ولی دوست ندارم به اون روش جواب بدم. چون هم کسر شأنم میشه و خودمو بالاتر از این میدونم که همچین حرکتی بکنم. هم میدونم اگه توی این بازیا بیفتم به خاطر ریزبینی و دقتم روی احساسات بقیه و این که نسبت به زنای اطرافم میشه گفت سرترم(قصدم تعریف نیستا. کلا میگم) بد ضربه میزنم. یعنی طرف با خاک یکسان میشه اگه من همچین کاری بکنم. میگم دل خودم بسوزه بهتره تا دل اون طرف. بعدشم به شدت از این که رگ کارای اینچنینی رو در اطرافیانم بجنبونم بدم میاد. مثلا یه کاری کنم یکی بهم حسودی کنه.
ولی خیلی دوست دارم کلا مثل تو رها باشم. یعنی حتی ناراحتم نشم. نمیدونم هم که چه کار کنم دیگه. تا حدی تونستم ولی دیگه نمیدونم چه جور حساسیتم رو کمتر کنم.
پاسخ:
هیچ چشمی ندیدم متأسفانه :(( خخخخخ

راس میگین؟؟؟ o_o چه جالب! چه امیدوارانه! البته برای من :)
می‌دونین، فک می‌کنم اینا از اون ویژگی‌هاییه که به مرور عوض میشه. یعنی منم ازدواج کنم و تو موقعیت کنایه و رفتارهای منظوردار و چشم و هم‌چشمی و خونه‌ی خودم و خونه‌ی فلانی قرار بگیرم، همینقد ریزبین و حساس میشم. از طرفی می‌بینم دخترهای مجرد اطرافم هم این اخلاق‌ها رو دارن و فک کنم اونا خیلی زود رفتن پیشواز :))) جلوجلو خودشونو انداختن تو گروه خانومای متاهل و خودشون رو به اونا شبیه می‌کنن.
ولی ای کاش اینجور چیزهام عوض نشه!

من نمی‌دونم چطور میشه حساسیت رو کم کرد، در حالی که می‌خواین روش کار کنین که حساس نباشین! خودش حساسیت میاره اصلا :) تنها چیزی که به ذهنم میرسه ایجاد دل‌مشغولی‌های مهمتره که اینا کلا از دایره‌ی دغدغه‌هامون بره بیرون، ولی وقتی تو جمع هستیم و مشغول یه کار خاص، نمیشه دیگه. مگر همیشه احساس حضور کنیم که برای حال حاضر من یه شوخی بیشتر نیست :)

بعدانوشت: ظاهرا معنای روایت اینه که بیشتر اهالی بهشت از اونایین که "تغافل" می‌کنند! یعنی مثل شما خودشونو میزنن به اون راه :)
اگه میخواست بگه تغافل میکنن خب همینو میگفت دیگه...
منظور همونه که شما هستی اگرم من قرار باشه اهل بهشت بشم از یه روش دیگه ای هستم. حالا فعلا رو نمیکنم از کدوم در بهشت میرم تو که همتون سرپرایز بشید.😎😁
پاسخ:
ولش کن، بحث نکنیم، جفتمونو گفته 😂😂😂

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">