مونولوگ

دیوانه منم من که روم خانه به خانه

مونولوگ

دیوانه منم من که روم خانه به خانه

دخترک کبریت‌فروش

يكشنبه, ۱۳ اسفند ۱۳۹۶، ۰۷:۴۵ ب.ظ

خانم ص آش پخته بود، بخوردیم :) یه قابلامه! هم پر کرده ببرم خونه :| هر دفعه مجبورم میکنه ببرم و ببرن. آش رو خوش میپزه :)



یه دختر آروم و متین و مظلوم اومده بود کلینیک کتاب می‌فروخت. خانم ص؟ نه لازم ندارم. دکتر؟ نه. من؟ :)) نتونستم راستش بگم نه، شاید چون زیادی مظلوم بود، یه چیزی هم ته دلمو قلقلک می‌داد که با مگس‌کش کشتمش :| برای بره‌ی ناقلا کتاب داستان و رنگ‌آمیزی و کتاب وایت‌برد خریدم *_* کلی تشکر کرد دخترک ساده و باصفا :) بعد که من خریدم خانم ص هم واسه بچه‌ی یکی از مریضا که کم‌شنواست و تو سیر گفتاردرمانیه یه کتاب داستان خرید :)

اومدم بیرون واسه بره‌ی ناقلا مدادرنگی و ماژیک رنگی وایت‌برد هم خریدم. برای خودم هم دو تا ماژیک مشکی و آبی وایت‌برد خریدم. هروقت میرم طبقه‌ی بالا، رو آینه‌اش یه شعر می‌نویسم. ولی ماژیک هدهد دیگه رو به موته و خوب خونده نمیشه. واسه همین مجبور شدم بخرم دیگه.



فک کنم امشب بره‌ی ناقلا بیاد خونه‌مون. بهش که فکر می‌کنم لبخند رو صورتم پهن میشه. ولی اون دوتای دیگه وقتی ببینمشون علاقه رو احساس می‌کنم. شاید براتون سؤال بشه که چرا از بین این سه تا (بره‌ی ناقلا و وروجک و جوجه) من اییینقد بره‌ی ناقلا رو دوست دارم. جوابش اینه که بره‌ی ناقلا بینهایت خاصه! بینهایت منهای یکی از دلایل خاصّیتش اینه که من خاله‌شم و اون اولین تجربه‌ی خاله بودنمه، یکیش هم به نسبتمون ربطی نداره و به خاصّیت خودش مربوطه. پسر چیزفهم و چیزفهمیه. باهوش نه، چیزفهم :)



+ عنوان: هر کتاب به مثابه‌ی کبریتی است که ممکن است به یک شعله‌ی فروزان تبدیل شود و این امکان، بسته به بستریست که در آن قرار می‌گیرد.

+ آتش می‌تواند گرمابخش جسم و جان باشد و می‌تواند تن و روح را خاکستر کند.


۹۶/۱۲/۱۳
تسنیم

نظرات  (۸)

آش را بخوردیم و ببردیم ...
پاسخ:
بله، خوردن و بردن حلال بود!
بابا مفسر! بابا عنوان:)))))))
پاسخ:
چاکککریم :)
بابا آننننننلاییییین 😂😂😂😂
پاسخ:
مخلصییییم :))))))
I have a same experience !
 I bought a famous book(Animal farm) from a Match Girl 
And  I gave it to my old close friend, who I visited him yesterday cause I'm not used to reading books !

پاسخ:

Oh! Yes. I had forgotten.

Animal farm is good! It's about many swine & sheep & horse & human...

Book is good for gift, but is better to reading!

تسنیم جان
هر بار میام وبت، هوسم میندازی، خوب یه بارم یه خوراکی خوشمزه مهمونمون کن دیگه :دی
پاسخ:
من که هر روز اینجا سفره میندازم عزیزم، همه از خودتون پذیرایی کنین دیگه :دی :دی :دی
عجبااا
مشهدیام مشهدیای قدیم، حداقل یه تعارفی میزدن. والا :دی
پاسخ:
واللللا! 😆😎
 هر کتاب به مثابه‌ی کبریتی است که ممکن است به یک شعله‌ی فروزان تبدیل شود و این امکان، در تمام سال مقدور است؛ اما در 4شنبه سوری اوج می گیزد :)))
پاسخ:
:)
۱۴ اسفند ۹۶ ، ۱۲:۱۷ زمستان ‌‌..
یه غلط گرامری بگیرم از جوابی که به این برادرمون BARRETT دادید! 
البته امیدوارم باعث نشه که کلا دیگه از ترس غلط داشتن، انگلیسی ننویسید (یعنی جنبه داشته انتقاد باش!!)

در فارسی میگیم : 
کتاب خوبه 
در انگلیسی باید بگیم : Books are Good 
یعنی جمع به کار ببریم.
-------------------------------------------------
در فارسی میگیم : 
من از سگ میترسم. 
در انگلیسی باید بگیم : 
I afraid of dogs 
-------------------------------------------------. 
نمیشد خصوصی بزنم .تایید هم نکردید مهم نیست 
پاسخ:
اتفاقا باعث خشنودیه! شاید بقیه هم استفاده کردن.
هر جا به جملاتم مشکوکم می‌خوام بگم اگه میشه اشکالاتشو بگید.
خیلی ممنون بابت توضیحتون :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">