مونولوگ

دیوانه منم من که روم خانه به خانه

مونولوگ

دیوانه منم من که روم خانه به خانه

...

پنجشنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۹۷، ۰۱:۱۵ ق.ظ


ضجه، ضجه، ضجه...

صداهای زیر زنانه و صداهای بم مردانه...



یکی امشب عروسی داره، چند صباح دیگه عزا. یکی هم مثل ما امشب عزا داره، چند ماه دیگه عروسی...

کی تا حالا اومده که نرفته؟ کدوم فامیلی فقط عزا داشته و شادی نداشته؟ زندگی بدون اینا نمیشه، مهم یه چیز دیگه است. چطور عروسی و چطور عزایی...



فقط یکی بیاد منو جمع کنه که از صاحب‌عزا داغ‌ترم...

+ هم‌سن من بوده...

+ بعد از چهار ماه، شش روز دیگه برمی‌گشته خونه...

+ از عملیات برمی‌گشتن و ماشین رفته رو تله‌ی انفجاری...

+ یعنی فردا که میرن بهشت رضا، نعشش..‌.





فوتبال چندچند شد؟


۹۷/۰۳/۳۱
تسنیم

نظرات  (۱۳)

روحش شاد ...

یک هیچ
ای بابا... خدا رحمتش کنه 
خاک تو سرت با اون داغتر بودنت از صاحب عزا! با این حساب ایشون باید دنبال نتیجه مراکش پرتغال هم باشه علاوه بر بازی ایران :| :) 
پاسخ:
عجیبه که سؤالمو جدی گرفتین. یعنی به‌نظرتون یه سرچ می‌کردم راحت‌تر به جواب نمی‌رسیدم؟
روحشون شاد...
دور از جونت...
چقدر سخته اینجوری مرگ جوون... 
خدا صبر بده به همتون...‌
پاسخ:
من که کاره‌ای نیستم، مرگ جوون برای پدر و مادرش خیلی سخته!
آرتمیس قبلا هم باهم صحبت کردیم در مورد مدافعین حرم.
http://yon.ir/nxdm6
ولی باز شما داری حرف خودتو تلقین میکنی ...

همش که نمیشه به اسم برادری و اسلام به شماها خدمات داده بشه
شما هم باید یه سهمی داشته باشید توی این برادری یا نه ؟


اینقده ناشکری و ناپختگی کردین شما و قدر همراهی با این جهاد رو ندونستین [یکی از دوستای من توی گردان فاطمیونه] که داعش مستقیم اومده توی افغانستان. هر  چند که ریشه ی همه ای این گروهک های تکفیری و جهادی هم دقیقا کشور شما بوده.!!!

فرافکنی نکنید پس خواهشا... اگه شما جوون و نوجوون میدین توی این جنگ ما بزرگترین استراتژیست های نظامی مون مثل سردار همدانی رو دادیم. ما انقلابی ترین مهندسای موشکی مون رو دادیم. مهندسای هسته ای مون رو دادیم.

ضجه زدن و سیاه نمایی نداره که
یه جوری حرف میزنی انگار افغانیا رو می گیریم پرت می کنیم روی مین!
شما که این چیزا رو باور کنی چه برسه به بقیه :|

هوف چقدر دعوا کردن اذیت کننده است :)
پاسخ:
از خدماتی که به اسم اسلام و برادری به ما دادین تشکر می‌کنم.
از شما عذر می‌خوام بابت اینکه کشورم لانه‌ی فساده و به تمام دنیا تباهی صادر می‌کنه، ان‌شاءالله یه‌جوری جبرانش می‌کنیم.
عذر می‌خوام که عزاداری‌مو به فضای وبلاگ کشوندم، قول میدم دیگه فقط شادی‌هامو بیارم اینجا.

ولی من نفهمیدم چجوری حرف زدم که شما همچین برداشتی کردین؟ گفتم یکی برای جوونش ضجه زده؟ بعد شما خوندی که من ایرانو مقصر می‌دونم؟

از من که بعید نبود، ولی از شما خیلی بعید بود.

بخاطر اینکه  به جنازه میگی نعش

و بخاطر گفتن این حرفا :


سوریه بوده، همونجایی که از چند ماه قبل دیگه داعشی نیست، که دیگه اسمشونم نمی‌شنویم.

نمی‌تونم بگم کشته شده، نمی‌تونمم بگم شهید شده.
پاسخ:
اول نوشتم جنازه بعد گفتم نعش بهتره. جالبه که نمی‌دونین برای بدن مطهر معصومین هم از این لغت استفاده میشه!

جمله‌ی بعدی هم ربطی به حرفای شما نداره. اگه ایرانی بودم هم همینو میگفتم. گفته بودن تا فلان وقت دیگه اسمی از داعش نمی‌شنوین، الان نمی‌شنویم؟ طلب که نداشتیم و نداریم، خودشون گفته بودن.

جمله‌ی آخر هم کلی نیست، قبلا هم گفتم، مصداقی صحبت می‌کنم.
سلام 
منو ببخش 
واقعا خواستم شوخی کنم فضات عوض بشه :/ 
پاسخ:
سلام :)
یاد دو سال پیش افتادم که جوونی که ده سال از خودم کوچکتر بود تو مرز کشته شد. هعی! و واقعا هعی!
یه ماه دیگه قرار بود برگرده و تک پسر هم بود. به معنای واقعی کلمه میتونم بگم که واقعا وقتی والدینش رو می بینم غمی در استخواااااانم می گدازد...تا اعماق جاااانم می سوزه براشون. مستر هم همیشه میگه تو که اصلا اینا رو نمیشناختی! :|
خدا صبر بده به والدین این عزیزان. خییییییییییییییلی سخته خیلی خیلی...
ان شالله که درجاتشون هم نزد خدا متعالی و محفوظ باشه.


نمیدونم بحثت با مرتضا دِ سر چیه ولی از اونجایی که فضولم (:دی) بپرسم که بالاخره رفتن رو تله ی انفجاری یا با داعش می جنگیدن؟
والا جنگ ما هشت سال بیشتر طول نکشید ولی آوینیِ عزیز رو 6 سال بعدش از دست دادیم. و آوینی فقط یک مثال است.
داعش که کلا از بین نرفت ادعایی هم نبود. اما بساط جنگش در سوریه برچیده شد و سوریه کاملا بازپس گرفته شد. یعنی ادعای مربوطه این بود.
پاسخ:
مرگ جوون قلب هر آدمی رو به درد میاره، جگر پدر و مادرش رو پاره پاره می‌کنه.
منم این بنده خدا رو ندیده بودم.
ان‌شاءالله، ممنون از دعای خیرتون


"چند روز پیش" تو "سوریه" از عملیات (جنگ) برمی‌گشتن که ماشینشون رفته رو تله‌ی انفجاری.
یعنی سوریه آزاد نشده و باز پس گرفته نشده یا اینکه هنوز دارن دنباله های داعشیها رو جمع میکنن؟!
اینها دو مقوله ی جدا هستند.
خرمشهر سال 61 آزاد شد اما تا سال 67 داشتیم توش می جنگیدیم!
اینکه یک کشور یا مقری از دست داعشی ها آزاد بشه یه حرفه اینکه کلا آخرین نفری که در محل جنگ حضور داره و  ادعا میکنه داعشی هستم هم کشته بشه یه حرف دیگه ست. یا اینکه کلا داغشیهای جهان از بین برن و هیچکس دیگه نتونه بگه من داعشی ام!
در هر حال خدا نیروهای اسلام رو موفق کنه ان شالله.
پاسخ:
ان‌شاءالله همینطوره که شما میگید.
اینطوری هم نباشه چیزی عوض نمیشه! :)

چون اصولا جز سرباز جماعت که موظف خدمته، کسی رو به زور به جنگ نمی فرستن.
ان شالله هرکسی که میره حتی اونی که سربازه، به نتیجه ی عملش برسه و خدا براش جبران کنه که حتما چنین خواهد شد.
پاسخ:
حرف تو دهن من میذارین؟ :)
چطور بحث اجبار رو مطرح کردین؟ مگه کسی ادعای اجبار کرده؟ :)
احساس کردم از شهادت این آدم بیشتر از ناراحت بودن شاکی هستید گویی که کسی او رو مجبور کرده بره! یا بهش دروغ گفتن داعش برچیده شده رفته بوده ببینه چه خبره یهو غافلگیر شده. البته کامنت مرتضا و پاسختون هم دامن زننده بود به این حس.

پاسخ:
پس شاید لازم باشه خیلی به احساساتمون بها ندیم.
چیزی که اصلا بهش معتقد نیستم اجبار تو این مسئله است. اون قسمتی رو هم که ایتالیک کردم خیلی خنده‌دار بود!
نه خیلی لازم نیست :دی
اونو برای خنده نوشتم اصلا :))
پاسخ:
:))
خب حالا من کاری ندارم که تو این قضیه داعش و دخالت در سوریه هر کسی یه نظری داره، ولی از بابت کامنت آقا مرتضا متاسفم. چطور برای دفاع از حق مظلومان به فلسطین و سوریه و لبنان نیرو بفرستیم ولی بر سر مسلمونای افغان که در کشور خودشون هر روز معرض ترور هستن منت بگذاریم، همین ریاکاری های شما باعث میشه هیچکدوم از حرفاتون رو باور نکنیم. 
روحشون شاد ⚘

سلام 
تسلیت میگم 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی