مونولوگ

دیوانه منم من که روم خانه به خانه

مونولوگ

دیوانه منم من که روم خانه به خانه

ازدواج لیلا

پنجشنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۷، ۰۳:۱۳ ب.ظ

دوستِ تک‌دخترِ بیست و پنج ساله‌ی افغانِ لیسانسه‌ی ماماییِ شاغلِ چهره‌ی معمولی رو به پایینِ بنده با یه پسرِ تک‌پسرِ بیست و دو ساله‌ی ایرانیِ لیسانس حسابداریِ نیمه نصفه شاغلِ خوشگل ازدواج کرده. همون دوتا که قبلا گفته بودم پسره شرط بسته که مخ هر دختری قابل زدن هست! همونا مزدوجیدن!
ان‌شاءالله که احساسم اشتباهه. ان‌شاءالله که خوشبخت بشن.


چهارشنبه‌ی بعد جشن عقدشه. من که برنامه‌ی موج‌های آبی ریختم واسه خودم. اول قرار بود (تو ذهنم) که با همین دوستم و اون یکی دوستم برم، که ایشون لطف کرد عروس شد. بعد گفتم با همکارام برم که گفتن عیدههههههه! ما میریم عیددیدنی :| از کی تا حالا عید قربان میرین عیددیدنی؟ حالا فعلا قصد دارم فامیلانه اکیپ تشکیل بدم، ببینم چی میشه. آخرش هم می‌دونم می‌مونم تو خونه به تلافی روزهایی که نیستم واسه مامان کار می‌کنم :| مثل امروز :||| البته انصافا برق انداختن همه جا خیلی کیف داره :)

۹۷/۰۵/۲۵
تسنیم

نظرات  (۲۲)

۲۵ مرداد ۹۷ ، ۱۵:۱۹ اینتِرنال‌ْ آدِر
اَبَداً کِیف نَداره!
پاسخ:
نظرتون محترم، ولی همه چی منظم باشه و تمیز باشه و بدونی چی کجاست و بتونی آدرس دقیق هم بدی، سرشار از حس آرامشه :)
آره برق انداختن کیف داره
پاسخ:
خوبی؟ :)
راستی مامانم حسابی دعوام کرد! منم روزه نگرفتم :(
اخ اخ 
من اگر بودم با سر میومدم دوتایی بازی کنیم حسااابی 😍
تنهاییم گاهی بد نیست هااا 
تنها برو 
پاسخ:
اگه اولین دیدارمون یه همچین جایی میبود خیلی خوب میشد! به جای حرف زدن فقط بازی میکردیم 😁😁
وسیله‌هاش دو و چهار نفره است، من تلاشم بر اینه که برای سوار شدن دنبال کسی نگردم اونجا، وگرنه تنهایی هم بد نیست.

راستی پره‌انترنتی رو دادی؟ یا هنوز داری بی‌وقفه و شبانه‌روزی درس میخونی؟ :)
۲۵ مرداد ۹۷ ، ۱۶:۴۳ اینتِرنال‌ْ آدِر
بله خب، ولی نیاز نیست حتما برق بندازیم که. من منظورم دقیقا با پاک کردن شیشه ست که مزخرف ترین، مسخره ترین، رو اعصاب ترین و بی دلیل ترین بخش برق انداختن هاست.
پاسخ:
نه! :((( من از شیشه‌ی لک افتاده هم بدم میاد. البته تمیز کردن پنجره از داخل و بیرون کار سختیه و ما چون پرده‌مون جمع نمیشه ازش معافیم، ولی میزها و آینه رو روزی چند بار باید پاک کنیم. موافقم که رو اعصابه، ولی متاسفانه لازمه!

+ معلومه این بخش از کار خونه با شماست که اینقد ازش بدتون میاد 😁😁
حالم را در وبلاگم بپرس 
چون اونجا نوشتم‌
بدم میاد از آب بازی و دریا و استخر و موجهای آبی :/ 
پاسخ:
اونجا رو خوندم، حالت رو هم دقیقا بابت کامنتی که اینجا گذاشتی پرسیدم، نه واسه پرولاکتین!
کامنت‌ها انرژی دارن، انرژی کامنتت مثبت نبود :) ولی ان‌شاءالله که خوبی :*
پرولاکتین؟! یعنی الان واقعا فکر می کنی پرولاکتین رو من تاثیر گذاشته؟ یا مثلا بایتش نگرانی دارم :\ 
نه 
نه 
فقط میخوام قرصها رو شروع کنم یک سیکل دارو نخوردم تا اثرشون بره دوباره پرولاکتین چک کنم همین 
شاید هم برم طب سنتی 
شااااید البته

دیشب نرفتم عروسی 
از دیروز حالم گرفته است و علتش رو هم نمیدونم
پاسخ:
خب من علم غیب که ندارم عزیزم.
دوست دارم خوب باشی، ولی نمی‌دونم مقاومت میکنی، تلقین داری یا چی.
القائات مثبت داشته باش، افکارتو مثبت کن، حالت خوب میشه :)
۲۵ مرداد ۹۷ ، ۱۷:۰۳ اینتِرنال‌ْ آدِر
شما داغ بنده رو تازه کردید! :))
از شروع دبیرستان این بخش رو دوش من سنگینی میکنه. البته لطف دارن به من و معتقدن باید این کارارو به بهترین نحو یاد بگریم که زندگی مشترک خوبی داشته باشم. یعنی برعکس خانواده ی تمام پسرای این زمین، خانواده ی من معتقدن تو بایدبعدا تو زندگی مشترک غذارو هم اکثرا خودت بپزی. لذاست که به مرور این سنگینی رو زیاد کردن و حالا ظلم رو به جایی رسوندن هر شب شستن ظرفای شام با منه، به علاوه باید ظرفای ناهارمم که تو محل کارم خودم بشورم و ظرفای صبحانه هم با خودمه. شام رو که مجبورم خودم تهیه کنم چون مواد غذاییم متناسب با رژیممه و خانواده معتقد به این سوسول بازیا نیستن. ناهار جمعه ها باز با منه و شستن ظرفای بعدشم باز با منه. استفاده از ماشین ظرفشویی هم به دولیل: یک. پررو شدن من  دو. کم بودن ظروف و حجم زیاد اون ماشین لعنتی؛ ممنوعه. 
تنها لطفی که بهم کردن اینه که میذارن لباسام رو ماشین لباسشویی بشوره اما پهن کردن لباسا با خودمه.
تازه اینا یه قسمتی از فعالیت هاییه که من احساس میکنم واقعا نامردیه :))
فکر کردید همینجوری رو هوا میگم اصلا کِیف نداره؟! از یک راه رفته و ادامه دار دارم صحبت میکنم! 
پاسخ:
اول که گفتید داغم تازه شد، گفتم حالا یه شیشه پاک کردن چقده مگه!
ولی به نسبت پسرای ما واقعا بیشتر کار می‌کنین :)
روزانه یک وعده ظرف شستن به علاوه‌ی تهیه‌ی شام خودتون به علاوه‌ی شیشه پاک کردن به علاوه‌ی اونایی که نگفتید!

جا داره به دلیل تربیت صحیح و اصولی فرزندان خانواده‌ی شما، از والدین گرامی‌تون در سطح کشوری تقدیر بشه واقعا =)
بیا با هم بریم ^_^
پاسخ:
واقعا؟ جدی؟ 0_0
خیلی غیرمنتظره بود :))


* داشتم با لبخند پت و پهن به کامنتت می‌خندیدم که دکتر از اونور میگه خانم فلانی، هرکی ببینه فک میکنه دیوونه شدی داری با خودت میخندی!
۲۵ مرداد ۹۷ ، ۱۷:۱۸ اینتِرنال‌ْ آدِر
چرا یه وعده ظرف شستن؟! ظرفای شام همه ش یه وعده. ظرفای صبحانه و ناهار که فقط ظرفای خودمه هم هست. سر جمع میتونه بشه دو وعده دیگه.
نخیر اتفاقا کاملا اشتباه تربیت میکنن! به حد زیادی از خود کفایی رسیدم. من که متوجه هدفشون نشدم ولی اگر واقعا هدفشون اینه که زندگی مشترک خوبی تشکیل بدم سخت در اشتباهن.
پاسخ:
خب فک کنم اشتباه محاسبه کردم، چون یه وعده‌ای که من تو ذهنم بود، حداقل هفت هشت نفر غذا خورده بودن سر سفره! دو تا دونه بشقاب که دیگه وعده نیست که!

عجب! ولی یه هدف مهم‌تری که خودکفایی خودتون بوده محقق شده.
آره جدی
ولی
چون دوست داری با من بیای :دی 😂 بلیط و همچنین باید منو ناهار دعوت کنی
حالا بیاااممممممممممم؟ 😁😂
پاسخ:
بیا، واسه نهار هم دو تا ساندویچ تخم‌مرغ گوجه میارم، تو هم شیرینی ما شدنتو بیار، چون راه نمیدن داخل همون دور و بر چال میکنیم، برگشتیم درمیاریم میخوریم :)
۲۵ مرداد ۹۷ ، ۱۷:۲۳ اینتِرنال‌ْ آدِر
البته واژه ی فرزندان هم که به کار بردید باز صحیح نیست. این فقط و فقط وضعیتیه که من دارم!
پاسخ:
چه دیکتاتوری‌ای! چه زن‌سالاری‌ای!
آخی تخم مرغ و گوجه ^_^
اتفاقا خیلی وقته نخوردم از وقتی که تخم مرغ هشت تومن شده :|

خخخخخ خدا نکشتت تسنیم
پوکیدم از خنده 😂

پاسخ:
گوجه‌ی پخته منظورته یا خام؟ من منظورم دومی بود، ولی اولی که در واقع میشه املت، خوشمزه‌تره! بهتره همین الان توافق کنیم :)
خام باو
تخم مرغ آب جوشی با گوجه خام
میشه خیارشورم بزنی تنگش؟؟
پاسخ:
من آبپز دوست ندارم! فقط روغنی ^_^
ببین از همین الان معلومه آبمون با هم تو یه جو نمیره! اونجام که پر آب! نزنیم اونجا همدیگه رو ناقص کنیم؟ از رو سرسره پرت کنیم؟ تو چاله فضایی غرق کنیم؟
تفریح خوبه
پاسخ:
بله، خیلی خوبه :)
تو رودخونه حتا 😂😂😂
بابا ده تومن دیگه این حرفا رو نداره خو
نمیدی خو بوگو نمیدم چرا الکی بهانه در موکنی؟ :|  : ))))

پاسخ:
عه ده تومن میشه فقط؟ این همه الکی خودمو خسته کردم؟ :|| 😂😂😂

حالا بیا بریم، دیگه ته تهش میگیم ما رو رایگان راه بده :)))
امتحان پره ۱۵ شهریوره 
همچنان دارم خر میزنم :))
پاسخ:
واقعا خسته نباشی! خداقوت مریم! دکتر آینده! امید کشور! انقد خرهای بدبخت رو نزن! پدرشون دراومد! (الکی مثلا من نمیدونم روزی سه تا فیلم می‌بینی :/ 😂😂😂) [الکی مثلا من تو خونه‌ت دوربین مخفی دارم 😎😎😎]
مخصوصا با دوستان
پاسخ:
اگه مذاکرات به توافق برسه :))
خدایی فیلم کم دیدم ...  یه سریال گلشیفته رو دیدم ... یه سریال anne with an e ... 
خودم فکر میکردم فیلم خیلییییی ببینم‌! 
اما کتاب میخونم :))
دارم زن زیادی جلال آل احمد میخونم الآن ...:)) 
پاسخ:
یه دونه از اون داستانای زن زیادی بدجور تو حافظه‌ی من مونده! حیف نمیشه بگم کدوم 😂😂😂

کار خوبی میکنی! البته از نظر من کتاب خوندن و فیلم دیدن تفاوت خیلی زیادی با هم ندارن :دی

ان‌شاءالله که امتحانم عالی میدی :*
من بیام؟ :)

عاقا من خیلی پایه ام واسه اینجور جاها... و معمولا هم کسی نمیاد :|
پاسخ:
بیا بیا، حتما بیا :)

اونوقت که مشهد بودی نیومدی حالا؟ :| (اونی هم که قرار حرم رو نیومد اصلا من نبودم!)
اتفاقا دوست داشتیم بریم.
بعد تو نظرات خوندم نوشته بودن خیلی شلوغه و این حرفا. بعد دیدم حرم که اینقدر شلوغه اونجام مسلما همینطوره :|

اصفهانم داره. بیا اینجا باهم بریم :دی
پاسخ:
شلوغ که هست، ولی خب میشه بازی کرد :)

اصفهان!!! اگه بیام اصفهان که باید بریم تو زاینده‌رود شنا کنیم اصن!
تو زاینده رود فقط میشه فوتبال خاکی کرد :|

حالا تو بیا، یکاریش میکنیم :))
پاسخ:
هعی! :(

مثلا تو استخر خونه‌تون آب‌بازی می‌کنیم :دی
باشه میبرمت استخر بغل خونمون، بازی کنیم :|
:))
پاسخ:
اصن بگو استخر توپ! قبوله :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">