مونولوگ

دیوانه منم من که روم خانه به خانه

مونولوگ

دیوانه منم من که روم خانه به خانه

‌‌

جمعه, ۱۹ مرداد ۱۳۹۷، ۰۱:۳۳ ب.ظ

یه روسری زرد لیمویی پوشیدم. از چهار سال پیش، وقتی اون آدم بوق اونجوری خیره شده بود، دیگه نپوشیده بودمش. به نظرم ترکیب زرد و مشکی خیلی زیباست. دلم براش تنگ شده بود، حالا شاید باز تا چهار سال دیگه زرد نپوشم :)

یه دختردایی ده ساله دارم که حس می‌کنم یه‌کم شبیه منه. ظاهری نه، اخلاقی. اینکه یکی خیلی شبیه آدم باشه می‌تونه خیلی جالب باشه، می‌تونی خودتو از بیرون ببینی و چیزهای جالبی کشف کنی :)

دایی کوچیکه‌م اومده. مثل دفعه‌ی قبل غافلگیرانه. به بی‌بی میگه "آیه دم" دم که همون نفسه (دم و بازدم)، آیه هم یعنی مادر. نمی‌دونم از کجا اومده این لغت، آدم یاد اون آیه‌ای میفته که میگه "و جعلنا ابن مریم و اُمَّهُ آیَةً" :)

دایی میگه ایران از نظر لباس خیلی ضعیفه، ولی از نظر خوراکی صده! حداقل واسه من یکی الحمدلله :)

"خواهرم، عزیزم، اونجا دستشویی نیست که، یه نفر توش خوابه" هنوز دستم به قفل در نرسیده بود که اینو گفت. گفتم "عه، خوابه؟ پس چرا درو روش قفل کردین؟ :))" اومدم کنار نرگس که باز همون صدا گفت "این ردیف کلا دستشویی فرنگیه، ردیف‌های بعد معمولیه" گفتم "نه، دستشویی نمیرم، مرسی :)" گفت "آها، خواهش می‌کنم :)" و شاید با خودش گفته دختره فضوله یا بیکار، الکی اینجا می‌چرخه! نمی‌دونه من علاقه دارم درهای بسته رو باز کنم ببینم چرا بستنشون :)

۹۷/۰۵/۱۹
تسنیم

نظرات  (۱۰)

الان یعنی امروز پوشیدی؟ 
پاسخ:
الان یعنی بله، هنوز سرمه :)
من جیغترین روسریم، یه قرمز جیغه 
خیلیم بهم میاد :دی
پاسخ:
قرمز هم قشنگه، من این دو رنگ رو خیییلی دوست دارم :) مخصوصا اگه یک‌رنگ و بدون نقش باشه.
۱۹ مرداد ۹۷ ، ۱۵:۱۸ بابای نرگس
چی شده؟ 
پاسخ:
هیچی نشده و خیلی چیزها شده، دو سه تاش رو برای ماندگاری در تاریخ! ثبت کردم :)
۱۹ مرداد ۹۷ ، ۱۷:۱۹ پیـــچـ ـک
سلام
تیپ هاچ زنبور عسلو زدی امروز؟! آهان راستی هاچ پسر بود...
آخه نیکم نداری که بگم تیپ نیکو رو زدی...خخخخخ
یادته نیک و نیکو؟!
پاسخ:
سلام علیکم و رحمة الله :)
زرد خیلی قشنگه و خیلی شاد، برخلاف طلایی که خیلی حالمو بهم میزنه. می‌خواستم بگم خوش‌به‌حال زنبورها، که یادم اومد زنبورها خودشون زردن، ولی عسلشون طلاییه. خونه‌ی طلایی خیلی بده :|

نیک و نیکو؟ 🤔 آواش برام آشناس، ولی هیچی یادم نمیاد :)
روسری زرد لیمویی با چادر خیلی قشنگ میشه 
منم یه مانتو زرد لیمویی چند سال پیش از اصفهان گرفته بودم عکسایی که با اون مانتو می گرفتم همشون قشنگ میشد الان یه ساله دیگه نپوشیدم با این پستت منو یاد اون مانتو انداختی
پاسخ:
منم با این کامنتت یادم افتاد تو همون سفر دانشجویی چهار سال پیش به شمال، هرچی عکس با این روسری داشتم خیلی خوب و قشنگ افتاده :)
رنگ خیلی خیلی نازیه :) ولی به نظرم خیلی کم باید تو لباس استفاده‌ش کرد.
۲۰ مرداد ۹۷ ، ۰۰:۳۱ پیـــچـ ـک
نیک و نیکو!! چار دست(اون ملخ سبزه که کلاه بلند داشت)؟!
اگه بازم یادت نیومد تو نت بزن عکسشون میاد.
پاسخ:
تو عکس‌های اینترنتی، فقط قیافه‌ی نیکو واسم آشناست، ولی هیچ چیز دیگه‌ای یادم نیست. احتمالا ندیدمش :))
اره لیمویى با مشکى به نظر من هم خیلى شیک و جذابه..چرا که نه؟ بپوش خوشکل کن شهر رو :)

مثل منى.منم دوست دارم درهاى بسته رو باز میکنم ببینم چه خبره اون تو..مخصوصا در قوطى هاى بسته :))
پاسخ:
پروژه‌ی زیباسازی فضای شهری 😂😂😂
پس باید بودجه هم بگیرم از شهرداری :دی

آخه چرا می‌بندنشون؟ خب تقصیر خودشونه :)))
نظری ندارم در مورد روسری ولی آدمهایی که شبیه خود آدم باشن موجودات سختی هستن! :/
تجربه دارم.
و درهای بسته رو نباید باز کرد.. :))
پاسخ:
روسری :)))
سخت یعنی چه‌جور؟ من ندارم همچین کسی رو، ولی یک پسر و یک دختر در بعضی وجوه کمی شبیه منن، و اینجوری می‌تونم خودمو ببینم :)

پس درهای باز رو باید باز کرد؟ ;)
۲۰ مرداد ۹۷ ، ۱۱:۱۵ اینتِرنال‌ْ آدِر
یعنی هر دری بسته باشه شما میرید باز میکنید ببینید چرا بسته ست؟ :|
پاسخ:
درهایی که می‌دونم پشتشون چیه رو که نه، ولی به محیط جدیدی که وارد میشم باید یه تصور کلی از فضا و امکانات داشته باشم.
منم مث تو خوشم نمیاد ندونم پشت در بسته چه شکلیه :))
توالتم بدم نمیاد یه دید بزنم راستش 😂
پاسخ:
:))))) ما خییییلی کنجکاویم ;)))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">