مونولوگ

دیوانه منم من که روم خانه به خانه

مونولوگ

دیوانه منم من که روم خانه به خانه

دلژین برنگشته!

جمعه, ۲۹ تیر ۱۳۹۷، ۱۲:۵۵ ب.ظ


دوستانی که وبلاگ دلژین رو دنبال می‌کردین، ایشون وبلاگشون رو حذف کردن. بعد از ایشون بنده‌ای از بندگان خدا، با همون آدرس، وبلاگ رو برای خودشون ثبت کردن. دلژین خواسته که بدونین که صاحب این وبلاگ دیگه ایشون نیستن. یه وقت ایمیلی، شماره‌ای چیزی نذارین😁😀


با تچکر :)


۹۷/۰۴/۲۹
تسنیم

نظرات  (۸)

۲۹ تیر ۹۷ ، ۱۲:۵۸ باران (واران)
دقیقا شماره 😀😀

نتیجه ای که از پستت میشه گرفت میدونی چیه ؟:)))
اینکه تو قبل از حذف وبلاگ شماره دادی :دی 😀😀


سلام :)

پاسخ:
سلام حج‌خانوم :)

نوچ :) اشتباس =))) هیچم شماره ندادم!

من خداحافظی کردم باهاش 😊😊😊
۲۹ تیر ۹۷ ، ۱۳:۰۶ باران (واران)
درسته رفتم حج :)
ولی این حج خانومت عجیب چسبید :))
  ولی پلیز  مداوم نشه روله (عزیز )  :دی :))
ممنونم 


شوخی کامنت  بالای  منو به دل نگیری ها یهو :)
مرسی :*

پاسخ:
عه! من تیری در تاریکی انداختم :))
خوشبحالتون :)

نه بابا، چیزی نگفتین که!
باشه
پاسخ:
الان شما نخونده و نشناخته می‌خواستین ایمیل هم بذارین؟ :)))
۲۹ تیر ۹۷ ، ۱۳:۱۱ باران (واران)
من با وجودی که سالها پیش (دانشجویی) رفتم ولی  به خانواده دوستان و بقیه سپردم هیچوقت بهم نگن حاج خانم و حاجیه :))
چون نمیخواستم و نمیخوام مغرور بشم :)

ایشالا روزی تون :)
البته بعد از سقوط آل سعود .



ممنونم :*

پاسخ:
چه خانوم متشخص و فروتنی :))

خیییلی ممنون از دعاتون، خیلی خیلی دوست دارم برم مدینه :) ان‌شاءالله به زودی دعاتون مستجاب بشه :)) مرسی :**
تمشک طلایی زرنگ ترین آدم سال هم می رسد به..!
پاسخ:
خدای من :)
من که چیزی نگفتم!
روی سخنم با اون انسان بسیار زرنگی هست که آدرس وبلاگ رو زرتی رفتن یارمالنکوفش کردن!

ممنون از اطلاع رسانیتون :)
پاسخ:
شرمنده، من وسط یه مجلسی‌ام، شما رو با یه بنده خدایی اشتباه گرفتم!!!
فک کردم ایشون در پاسخ یکی از حرفای من اینجوری گفتن!

خواهش می‌کنم :))

دشمنتون شرمنده باشه
زنده باشین :)
پاسخ:
ممنونم
همچنین :)
۲۹ تیر ۹۷ ، ۱۴:۱۷ دایی حیدر
از اون وبلاگهایی بود که بیشتر مواقع خاموش دنبال میکردم! 

اینقدر که دوستان خوبی تو این دنیا داشتم و رفتن که رفتن و برای یکبارم پشت سرشون رو نگاه نکردن، وقتی کسی حذف میکنه حس مرگ بهم القا میشه. 
پاسخ:
برای من تازه این اولیشه، گرچه ایشون فعلا پشت سرشو نگاه هم می‌کنه :)
ولی می‌دونم چی میگین، خیلی بده که یکی بره که بره! تا دیروز داشته باهات حرف میزده، بحث میکرده، امروز ناگهان دیگه نیست. هیچ راهی هم نیست که بفهمی کجاست و چیکار میکنه و چرا حرف نمیزنه و اصلا آیا زنده است؟

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">