مونولوگ

دیوانه منم من که روم خانه به خانه

مونولوگ

دیوانه منم من که روم خانه به خانه

نفس عمیق/این نیز بگذرد

جمعه, ۱۵ تیر ۱۳۹۷، ۰۶:۵۳ ب.ظ


روزی که خوب شروع شد، ولی داره خیلی بد تموم میشه. تک‌تکمون مقصریم و اگه به من باشه میگم به ترتیب مامان، آقای و من از همه بیشتر مقصریم! بعد داداشم، دوماد و از همه کمتر هدهد. ولی کسی که بیشترین ضرر رو کرده اول هدهد و بعد منم.



+ یادم باشه دفعه‌ی بعد، حتی اگه شده به خاطر اون کسی که کمترین تقصیر رو داره و بیشترین ضرر رو می‌کنه کوتاه بیام.

+ مقاومت در برابر اون سری از عقاید والدین که مخالف با عقیده‌ی آدمه سخت‌ترین کار دنیاست، واقعا، واقعا، واقعا، واقعا، واقعا، واقعا، واقعا، واقعا، واقعا، واقعا، واقعا.


۹۷/۰۴/۱۵
تسنیم

نظرات  (۷)

آااااااارهههههه
پاسخ:
آره :(
سلام
چی شده؟
چه قدر پستای گنگ میذارید!
پاسخ:
سلام
چیزی نشده، گنگ هم نیست که.
یک روز بد رو رقم زدیم و بهمون هم خوش نگذشت :)
۱۶ تیر ۹۷ ، ۲۱:۳۲ دایی حیدر
کی بود میگفت : هنر اینه که حرف زورشون رو قبول کنی و احترام بذاری، و گرنه اگه منطقی حرف بزنن و کاری رو بخوان که تو هم میخوای، که لذت هم میبری! فاصله حرف و عمل زیاده قطعن .. به اون نقطه رسیدن برای همیشه سخته، اما به صورت مقطعی من امتحان کردم، یه ذره تلخه چشم گفتن ولی اصلا و ابدا نشد نیست!
+اینقدر از این روزای بد داشتم که آرزو میکردم سکوت کرده بودم فقط.. 
پاسخ:
قطعا من که نبودم!! :)

نه، نشد نیست. ولی کم‌کم استحاله خواهیم شد. با سکوت و با چشم تبدیل می‌شیم به چیزی که الان نیستیم، شاید آدم بهتری بشیم شاید بدتر، بستگی به این داره که ازمون چه تغییری بخوان و ما چطور تغییر کنیم. ولی تغییر حتمی و صددرصده. من تو چند سال اخیر از خیلی از مواضعم کوتاه اومدم، شاید اخلاقم بهتر شده باشه و شاید روابط اجتماعیم هم. ولی چیزهایی رو از دست دادم که نمی‌دونم ارزششو داشت یا نه. از اتاق فرمان اشاره می‌کنن که با گوش دادن به حرف والدینت ضرر نمی‌کنی! نمی‌دونم چقدر این حرف می‌تونه درست باشه.

+ خب دیروز بحث سکوت و سخن نبود، بحث عمل بود! گفتن بیا بریم شهربازی و من نرفتم! و بنابراین هیج‌کس نرفت :)
۱۷ تیر ۹۷ ، ۰۰:۵۲ دایی حیدر
نفهمیدم با رفتن به شهربازی از شما چه تغییری خواستن؟ چه چیز بدی تو شهربازی رفتن بوده؟ یا چه کار واجبی رو از دست میدادید ؟  
خوشبختانه در مورد حرف گوش کردن دستور صریح قران رو داریم که مولا درزش نره.

( جمله "کی بود میگفت" سوالی بود نه کنایی!) که فهمیدم کی گفت!
پاسخ:
دیگه اتفاقات به‌هم‌تنیده‌ای باعث این تصمیم شد.

نخیر! من فقط "احسان" "بر" "قول کریم" "معروف" "شکر" "فلا تقل لهما اف" و از این دست توصیه‌ها دیدم تو قرآن. جایی هست گفته باشه از والدینت اطاعت کن یا حرفشونو گوش کن؟
چیزی که بوده دستور صریح در رابطه با احسان و عدم بی‌احترامی بوده. چون آیه داریم که میگه "و ان جاهداک لتشرک بی ما لیس لک به علم فلاتطعهما"

آره فهمیدم، ضمنی خدا رو شکر کردم که من همچین حرفی نزدم!
۱۷ تیر ۹۷ ، ۰۸:۴۴ دایی حیدر
حضور ذهن ندارم الان ولی فکر میکنم دیدم یا شنیدم، شاید هم با توضیح المسائل اشتباه گرفتم. القصه این تو ذهنم میمونه که بهش فکر کنم .

پاسخ:
برای خودم میگم، مستقیم شاید نه، ولی غیرمستقیم میشه به این رسید که بالاخره به دست آوردن دلشون بدون انجام خواست‌ها و درخواست‌هاشون ممکن نیست. اینکه تا کجا؟ خب بهمون گفته شده تا کجا.

خوبه که فکر می‌کنید.
من هم همه‌شون که تو ذهنم نبود، سرچ کردم :)
۱۷ تیر ۹۷ ، ۰۹:۱۲ دایی حیدر
در تایید حرفتون میگم، 
وقتی خدا  با تاکید بگه پس اونجا دیگه ازشون اطاعت نکن، خب منطقا این برداشت رو میکنیم که یعنی در جاهای دیگه ازشون اطاعت کن، یا "ترجیحا" اطاعت کن! 

+فکر کردن منم شامل سرچ و تحقیق میشه:)
پاسخ:
اصلا چطوره از همین کامنت‌ها یک دوره تفسیر دربیاریم؟ بس که ما داریم جرأت‌مندانه راجع به آیات و منظورشون بحث می‌کنیم! یه لحظه واقعا احساس خطر کردم.
ان‌شاءالله که حرف ناصحیحی نزدیم.
۱۷ تیر ۹۷ ، ۰۹:۵۹ دایی حیدر
اینم جای بحثه! 


اما نظرم 180 درجه برعکس شماست... هیچ اتفاقی ارزشمند تر از این تفسیرهای خودم نیست، نشون میده که من دارم روی آیه فکر میکنم. در صورتی خطرناک میشه که بله، فتوا بدم و هرچی برداشت کردم رو بی چون و چرا بپذیرم...خدا نیاره اون روز رو، من الان اصلا در اون حالت نیستم ... حس شاگردی دارم، حتی وقتی نظر میدم، نظر میدم که اصلاحم کنن، سوال میپرسم که یاد بگیرم ... خطرناک نیست ابدا !
پاسخ:
بله، بله، خدا نیاره اون روز رو! البته اگه بشه روزی برسه که واقعا بتونم فتوای درست درمون بدم، خب بیاره که بهتره :)))))
من که هیچ‌وقت به حرف‌ها و برداشت‌های خودم اطمینان ندارم و هروقت چیزی میگم مترصدم یکی بیاد نقضش کنه! شاید اینجوری هم خوب نباشه.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">