مونولوگ

دیوانه منم من که روم خانه به خانه

مونولوگ

دیوانه منم من که روم خانه به خانه

میان گریه می‌خندم ... ولیکن درنمی‌گیرد

شنبه, ۵ خرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۲۴ ق.ظ

در مدح مهربانی، در ذم مدعیان، در باب قلم، در شرح دنیایی که برایم فانی شده، در بسط مسائل مبتلا به و درباره‌ی خیلی مسائل دیگر فکر کردم و نتوانستم بنویسم.
مسئله این نیست که من به راحتیِ دیگران در هر مسئله‌ای اظهار نظر نمی‌کنم، مسئله این است که من واقعا به این فضا نیازمند شده‌ام. اینکه اول این جمله به دومش نامربوط است هم مسئله‌ی مهمی نیست و فقط دارد می‌گوید چرا این انسانِ محتاج با وجود اینکه می‌تواند از سیاست و آب و هوا و فرهنگ و مذهب و فلان و بیسار حرف بزند، نمی‌تواند از سیاست و آب و هوا و فرهنگ و مذهب و فلان و بیسار حرف بزند و با علاقه‌ای غیرطبیعی که علت آن برای خودش ناشناخته است، از بین تمام متدهای وبلاگ‌نویسی، روده‌درازی و روزمره‌نویسی را برگزیده و هزار جهدی که در راه تغییر آن کرده بی ثمر مانده است.


+ یادم نبود رمضان است و از وبلاگ که می‌روم باید قصد ده روز کنم! هم‌وطنان سلام :)
+ عنوان: حافظ خان

۹۷/۰۳/۰۵
تسنیم

نظرات  (۱۰)

خاش اَمَیی 
پاسخ:
خاش بَشی :)
خخخخ

۝۝۝۝♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥۝۝۝۝

۝۝۝۝♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥۝۝۝۝

 

هم میهن ارجمند! درود فراوان!

 با هدف توانمند سازی فرهنگ ملی و پاسداری از یکپارچگی ایران کهن

"وب بر شاخسار سخن "

هر ماه دو یادداشت ملی میهنی را به هموطنان عزیز پیشکش می کند.

خواهشمنداست ضمن مطالعه، آن را به ده نفر از هم میهنان ارسال نمایید.

 

آدرس ها:

 

http://payam-ghanoun.ir/

http://payam-chanoun.blogfa.com/

 

[گل]

 

۝۝۝۝♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥۝۝۝۝

۝۝۝۝♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥۝۝۝۝

پاسخ:
گفتم هم‌وطن جدی گرفتی؟ :/
😂😂😂
یه حسی میگوید میشود به خودمان بگیریمش ! و اتفاقا لابد باید گرفت :دی
پاسخ:
رفتم دوباره پست رو خوندم ولی کامل متوجه نشدم که ممکنه چی رو به خودتون بگیرین. آخه پست منظورداری نبود.
* اگر اظهارنظر در مسائل مختلف مدنظرتان است که خدای نکرده بنده جسارت نمی‌کنم به اظهارنظرکنندگان و چه بسا ایشان بتوانند بر من خرده بگیرند بابت عافیت‌طلبی و گوشه‌گزینی و سکوتم در محل سخن!
:)
سلاااام هم‌وطن ...
چه خوب کردی نوشتی 😊😊
اینکه دوست داری چی بنویسی و با چه متدی بنویسی به نظرم فقط مربوط به دل خودته ... اینجا آرامشکده‌ی توئه با چهارچوب زورکی خرابش نکن...هر طور راحتی و بهت آرامش می‌ده بنویس...
پاسخ:
حقیقت این است که نه از نوشتن آرام می‌گیرم نه از پرهیز! گهی به این چنگ می‌زنم گهی به آن و اخیرا چقدر این چرخه سرعت گرفته و رسیده به دمی به این و دمی به آن! چیزی که رنجی مضاعف بر این تلاطم درونیست، ظاهر شدن این آشفتگی و سرایت آن به دوستان می‌باشد :(
#در_اندرون_من_خسته_دل_ندانم_کیست/که_من_می‌نویسم_و_او_پاک_می‌کند :///
و علیکم :)
پاسخ:
[مصافحه می‌کنند] 😊
چون نیمه شب بوده همچین خودمم زیاد یادم نیست :دی
که خب اصن میگید منظوردار کلا نبوده پس دیگه نمیشه ادم به خودش بخواد بگیره :|
آخیش ! :دی
پاسخ:
خوب شد که خیالتون راحت شد پس :)
۰۶ خرداد ۹۷ ، ۲۱:۱۷ زمستان ‌‌..
سلام هم وطن! (در واقع سلام همزبان! ) 

من که خودمو متخصص این قضیه میدونم جا داره که اظهار نظر کنم! 
نوشتن های اینشکلی با اینکه چیز بسیار خوبیه و تقریبا هیچ شری درونش نهفته نیست، از سر اعتیاد و اجبار است! تمام شد رفت...لو کره الکافرون!!!

البته که ما خوشحال میشیم از خوندن وبلاگ دوستان ... به دلایل زیاد. و اصلا هم این منطق رو قبول ندارم که نوشته باید مفید باشه و به درد کسی بخوره در غیر اینصورت عبثه.غلطه این حرف. کسی که دنبال نوشته ی مفیده ، بره قرآن بخونه، نهج البلاغه بخونه، شریعتی و مطهری بخونه ، مولانا بخونه و کیف کنه واسه خودش:) توی وبلاگ دنبالش نگرده 
اینجا وبلاگ است! کافیه یه حس خوب به خواننده منتقل بشه از چند تا طرح روی شله زرد ...! خلاص. 


پاسخ:
سلام :)
در واقع همون هم‌وطن درسته. چون بلاگستان رو مجاز از وطن گرفتم بلاگرها میشن هم‌وطن دیگه!

من هنوز در مورد عبث بودن روزمره‌نویسی به نتیجه نرسیدم، ولی اگه برسم هم فعلا کلینیک ترک اعتیاد خوبی برام یافت نشده :|

پس شله‌زردها خوب بودن! :)

+ راستی حال کبی خوبه؟ هنوز زنده است؟
۰۶ خرداد ۹۷ ، ۲۲:۱۰ زمستان ‌‌..
هان هموطن مجازی! زیادی واقعی فکر کردم... 

کلینیک ترک اعتیادش نیست! چون کسی این رو به عنوان اعتیاد قبول نداره و خودمونم زیاد زیر بار نمیریم:) بعدشم به نظرم اگه آدم رو برای ترک وبلاگ نویسی 400 روز با طناب ببندن به تخت،بعد ولش کنن، اولین کاری که میکنه اینه که میاد تو وبلاگش و مینویسه " 400 روز به تخت بسته بودن منو، آخیش راحت شدم!!! " کلا چون عمل نوشتن و ردیف کردن کلمات تو ذهن اتفاق میوفته سپس روی کیبرد پیاده میشه، باید برای ترکش ذهن آدم رو با طناب ببندن به تخت که نمیشه... خیلیم مهم نیس چون تبعات وحشتناکی نداره و نباید سخت گرفت.. اما در اینکه اعتیاد هست و به اختیار ما نیست هیچ شکی ندارم... 

پاسخ:
آخیش راحت شدم! :))) این قسمتش خیلی خوب بود، و البته واقعی. یادمه اوایل وبلاگ‌نویسی آرزو کردم و حتی یه پست نوشتم که "ای کاش معتاد وبلاگ بشم!" و هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم به وقوع بپیونده. بقیه رو می‌خوندم که می‌گفتن در طول روز فکر می‌کنن ببینن از بین روزمرگی‌هاشون چی به درد نوشتن می‌خوره و با خودم می‌گفتم مگه ممکنه همچین چیزی؟؟؟ هعی! دنیا بد میچرخه...

البته کنترل ذهن یه کم بیشتر از یه کم رو خودمون کار کنیم شدنیه.
۰۶ خرداد ۹۷ ، ۲۲:۱۱ زمستان ‌‌..
خیلییییییی خوشحال شدم بالاخره یکی احوال کبی رو پرسید! کبی و اردشیر رو سپردم دست زن ِ ارباب، بی نهایت قشنگ شدن هردوشون :)) 
تلگرام فیلتر شده اگه نه عکسشونم میذاشتم... 
پاسخ:
فک می‌کردم شاید دار فانی رو وداع کردن، خدا رو شکر که سلامتن پس :)
یعنی شما واقعا وی‌پی‌ان ندارین؟ عجیبه یه کم!
ولی به هر حال هر وقت دسترسی پیدا کردین عکسشونو بذارین، خیلی دوست دارم ببینم :)
۰۶ خرداد ۹۷ ، ۲۲:۴۴ زمستان ‌‌..
اول.من فیلترشکن دارم، زن ارباب نداره و سخته براش ارسال عکس! ولی در اولین فرصت عکس میذارم.. 
دوم. شله زردا و طرح هاش همین که متنوع بودن و ایده اش جدید بود، خیلی جالب و نایس بود! من اگه بودم چرخدنده و آچار بکس طراحی میکردم روشون. 
سوم. دقیقا خیلی بیشتر از یه کم.وسط نداره به نظرم...کنترل ذهن یعنی حد بالایی از ایمان! یعنی تهذیب نفس!یعنی ترک اعتیاد واقعی و رهایی از  تمام وابستگی ها و مطالبات هوای نفس، یعنی خدایی شدن در حد عرفا، در واقع این حد از کنترل، در درجات بالایی از تقواست...تقوی به معنی قوی شدن... خیلی باید قوی بود. لطفا نه نیارید! خیلییی بیشتر از یه کم:) 
فکر کنم اولین باری بود که کامنت مفیدی از خودم در کردم و خوشحالم:)) 
پاسخ:
اول، ممنون

دوم، چرخ‌دنده هم ایده‌ی جالبیه، ولی مطمئنا پیاده‌ش نمی‌کردین، چون سخته و شاید با انگشتان یه آقا نشدنی باشه کلا!

سوم، اگه بخوام نه نیارم، بله بیشتر از یه‌کم؛ ولی نه تا این حد که شما میگین. می‌خواستم تو همون کامنت قبل بگم ولی نگفتم. خودتونم می‌دونین اون حد آخرش کنترل ذهن نیست که، بریم بالاتر به اذهان و احوال بقیه هم واقف میشیم، به جهان اطراف هم، دخل و تصرف هم می‌تونیم بکنیم، تخلیه‌ی روح هم می‌تونیم بکنیم و بسیاری از این قبیل کارها. پس کنترل ذهن بیشتر به اول طیف نزدیکه به نظرم تا آخرش.

و چهارم، کامنت‌های شما جزء مفیدترین کامنت‌هاییه که می‌گیرم معمولا.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">