مونولوگ

دیوانه منم من که روم خانه به خانه

مونولوگ

دیوانه منم من که روم خانه به خانه

غریزه‌ی نظم یا نهادینگی رفتار؟

چهارشنبه, ۲۲ فروردين ۱۳۹۷، ۰۸:۲۶ ب.ظ


خیلی جالب بود

چراغ راهنمایی چهارراه از کار افتاده بود

اینو از عبور و مرور نامنظم نفهمیدم

می‌خواستم از خیابون رد بشم و مثل همیشه بجای نگاه به ماشین‌ها به بالا و چراغ نگاه کردم و اونوقت فهمیدم

ماشین‌ها با یه نظم تقریبی حرکت می‌کردن

یه گروه می‌رفتن و بعد از چندین ثانیه اون سمت چهارراه متوقف می‌شد تا سمت دیگه‌ای حرکت کنه

پنج گروه مختلف بودن، چهار طرفِ چهارراه به اضافه‌ی BRR

هر دوره هم ماشین‌های جدیدی میومدن که تازه می‌فهمیدن چراغی وجود نداره

اما نظم نسبی همچنان حفظ می‌شد

کمی بهم‌ریختگی به وجود میومد و بعد برگشت به همون نظم نسبی

از اونجایی که رانندگی مشهدی خیلی معروفه، واقعا تعجب کردم که چجوری مردم به این سطح از تعامل مثبت رسیدن و بدون حضور قانون با هم کنار میان

واقعا لذت بردم

بعد از چند دقیقه که ایستاده بودم و تماشا می‌کردم، پلیس راهنمایی رانندگی اومد و با سوت و حرکت دست نظم رو به دست گرفت

تجربه‌ی خیلی جالبی بود :)


۹۷/۰۱/۲۲
تسنیم

نظرات  (۲)

این مشاهده بارها برای من پیش اومده اما دلیلش به نظرم ترس از تصادفه!
پاسخ:
میل به نظم که قطعا نبود، ولی چیزی که من دیدم خیلی هم به ترس ارتباطی نداشت. یعنی مثلا از اون موقعی که ماشین‌ها می‌ایستادن تا وقتی که یه گروه دیگه بره چند ثانیه طول می‌کشید و اگه کسی می‌خواست می‌تونست بدون ترس از تصادف راحت عبور کنه.
به نظرم اومد این رفتار بیشتر مراعات سایرین و جا افتادن فلسفه‌ی چراغ راهنمایی براشون باشه.
خب من یه ترس از ایجادگره در چهار راه رو هم به پاسخ قبلیم اضافه میکنم! این یکی معتبرتره! :)
پاسخ:
بله معتبرتره :) و این همون فهمیدن فلسفه‌ی چراغ راهنمایی نیست؟

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">