مونولوگ

دیوانه منم من که روم خانه به خانه

مونولوگ

دیوانه منم من که روم خانه به خانه

داستان مضحک دو بنده خدا

پنجشنبه, ۱۶ فروردين ۱۳۹۷، ۰۹:۰۰ ق.ظ


یه بنده خدایی به یه بنده خدایی گفته دخترا همه مثل همن و پسرا اگه بخوان خیلی راحت می‌تونن مخشون رو بزنن. بنده خدا هم عصبانی عصبانی جواب داده نخیر، هیچم اینطور نیست. بنده خدا هم گفته مثال نقض بیار. بنده خدا خودش رو مثال زده و گفته تازه اگه منم نباشم یه تسنیم‌نامی هست که اگه خودتو جلوش بکشی هم بهت نگاه نمی‌کنه! بعد این دو بنده خدا با هم شرط بستن که اگه بنده خدا بتونه مخ بنده خدا رو بزنه، بنده خدا بهش شیرینی یا شام بده. و بعد از چند ماه بنده خدا برای بنده خدا یه جعبه شیرینی نارنجک خریده و بنده خدا هم یک نفره همه‌شو زده تو رگ :|
آخه بنده خدا! چی بگم من بهت؟ تا دیروز که این ماجرا رو بشنوم فک می‌کردم دختر عاقلی هستی. حالا خودتو مثال زدی و بعد خراب کردی رو کار ندارم، چرا اسم منو تو این ماجرای مسخره و بچگانه بردی؟ اصلا کی به تو گفته اگه کسی خودشو جلوی من بکشه من بهش نگاه هم نمی‌کنم؟ انصافا اینقد بی‌رحم نیستم دیگه، حتی ممکنه باهاش حرف هم بزنم و بگم تو رو خدا خودتو نکش! بر چه اساسی این فکرو کردی من نمی‌دونم. اتفاقا چرا، من خیلی راحت‌تر از این حرفا مخم زده میشه! خیییلی راحت‌تر. اونقدی صادق و زودباورم که هرکی هرچی بگه فک می‌کنم راست میگه. و چون اینا رو می‌دونم هیچ وقت خودم رو در معرض مخ‌زنی قرار ندادم و نخواهم قرار داد! حداقل مثل تو صاف با پای خودم نمیرم بشینم وسط تله :/ و این است تفاوت آنکه مخش زده می‌شود و آنکه مخش زده نمی‌شود، احتراز از موقعیت‌های مشکوک!

و شاید (شاید) حرفی که بنده خدا به بنده خدا زده واقعا درست باشه و دخترا تو این قضیه همه سر و ته یه کرباس باشن. حداقل قشر عظیمی از خانما این شکلی هستن به نظرم (ترور نشم صلوات). من اینو اشکال نمی‌بینم، اتفاقا نکته‌ی مثبتیه و اگر از فردا مخ همه‌ی خانما بره تو گاوصندوق و دیگه نشه زدشون، از پس‌فردا نسل بشر منقرض میشه. در این نکته یکی به میخ کوفتیم یکی به نعل، قبل از هرگونه افاضات فتأمل!

۹۷/۰۱/۱۶
تسنیم

نظرات  (۸)

یعنی باعلم به قضیه که قرار بر مخ زنیه، مخش زده شده؟ واقعا مخی هم داشته طرف؟! :|

+من نمیدونم چرا مستر هم در موردم همین فکر رو میکرده که اگر بیاد با من یه کلمه صحبت کنه من میزنم تو صورتش! :|
لذا هیچوقت یک کلمه هم قبل از خواستگاری رسمی با من حرف نزد! :| خب بده دیگه. بهش میگم واقعا در مورد من چی فکر میکردی یه سلام علیک که میشد بکنیم صداتو بشنوم خب :))
منم به سادگییییییییییییییییییییییییییی حرف ملت رو باور میکنم! راحت! البته اعتماد نمیکنم. ولی حرفها رو باور میکنم. نمیتونم تصور کنم که داره دروغ میگه. حتی برای کسانی که میدونم دروغگو هستند و بارها هم با گوشهای خودم ازشون دروغ شنیدم ها! یه همچین آدم سه نقطه ای ام! :|
پاسخ:
در واقع پسره صرف کل‌کل نمی‌خواسته مخ بزنه، چون دختره اصلا باهاش حرف نمی‌زده و محل نمیذاشته اونم این راه بچگانه رو برای شروع ارتباط پیش گرفته و اتفاقا جواب هم داده :|| یکی از دوستامه که واقعا به نظرم عاقل بود، نمی‌دونم چطور این اتفاق افتاده! فقط خدا رحم کرده آدم متناسبش / آدم نسبتا درست حسابی سر راهش قرار گرفته، چند وقت دیگه ان‌شاءالله ازدواج می‌کنن.

شما رو نمی‌دونم، من با غریبه‌ها اصلا صحبت نمی‌کنم و صحبت هم بکنن خیلی کوتاه جواب میدم، گاها با واسطه هم شنیدم که خیلی خشک و جدی برخورد می‌کنم و به خاطر همین آقایون سعی می‌کنن زیاد طرف صحبت من قرار نگیرن! احتمالا منظورشون از تو صورت زدن همون خشک برخورد کردنه!

آخرین بارم امروز صبح بود که به یه آدمی که سه روزه میشناسمش برای خرید یه چیزی اعتماد کردم و مامانم بازم شماتتم کرد که چرا تو به همه‌ی عالم اعتماد می‌کنی؟
همممم موافقم باهات 
راستش من یکی از دخترایی بودم که فکر می‌کردم مخم مثل یه گاو صندوق ضد سرقت غیر قابل زده شدنه اما اعتراف می کنم چند وقت پیش در معرض مخ زدگی قرار گرفتم و بازم اعتراف می‌کنم که مخم داشت زده می‌شد...البته خدا مثل همیشه به موقع رسید و همه چیزو بدست گرفت...
بعدش فهمیدم چیزی که باعث می‌شه به محمکم بودن و حتی با تقوا بودن معروف بشی قدرت ذاتی خودت نیست بلکه نظر لطف اون بالاسریه اون نخواسته که نشده وگرنه حضرت یوسفم باشی زلیخا می‌تونه زیر پاتو خالی کنه " ولقد همّت به و همّ بها لولا ان رای برهان ربّه"...
پاسخ:
من از اول هم می‌دونستم از اون دخترا نیستم و اساسا به وجود چنین دخترایی باور هم ندارم :)
بله، و کم من ثناء جمیل لست اهل له نشرته!
ولی قسمت مربوط به خودمون رو بخوایم بگیم، همونه که آدم خودشو تو موقعیت نذاره.
مطمئنی که آدم نسبتاً درست حسابی ای بوده؟ :|
به نظرم که شروع زندگیشون خیلی زیادی یه جوریه!
ولی خب خدا درو تخته رو جور کرده دیگه مثل همن :)

آره منم تو صحبت با آقایونِ غریبه ها خیلی بدم! بله خب منظورش از تو صورت زدن همون بود :)) وگرنه عزیزم نامحرم رو که نمیشه زد :))))
پاسخ:
من که از نزدیک ندیدمش، جوری که تعریف می‌کنه از شغلش و اینا (تو یه ستادیه که سپاه نیست، ولی ماموریت‌های مسلحانه دارن و یک دفعه هم در مبارزه با اشرار تیر خورده!) و عکسشو که دیدم بچه‌ی مثبت و خوبیه انگار. تازه همون ب بسم‌الله فرمانده‌ش دو جلسه با دوستم صحبت کرده و گفته این مثل پسرمه و من باید ببینم به درد هم میخورین یا نه و بعد از دو جلسه اوکی داده! آخه دوستم واقعا دختر عاقلی بود، اصلا هنگ کردم که این چه جور آشنا شدنیه!

بجز خشک صحبت کردن میشه درشت هم بارِ آقایونِ غریبه‌ها کرد :) ولی خوب ما به همون اولی اکتفا می‌کنیم! جوری که دستمون به نامحرم نخوره :دی
ماهم سعی میکنیم زیاد طرف صحبت شما قرار نگیریم! :)


پاسخ:
اینجا که اونجوری نیستم متأسفانه :|
سلام تسنیم جان.خوبی؟پساپس عیدت مبارک

منم ازونام که پسرا فک میکنن اگه باهام حرف بزنن میزنم شتکشون میکنم! چرا عاخع؟؟؟؟ ما که شکل آدمیزادیم:/
پاسخ:
سلام مامان خانوم ^_^ ان شاءالله سال خوب و سالهای خوبی پیش رو داشته باشی :)

آخه آدمیزاد یه گروه بزرگ از جاندارانه و خودش انواع مختلف داره! ما از اون انواعشیم که امواج معکوس میفرستن تا شکارچیا (در مثل مناقشه نیست) گمراه بشن ;)
این نوشته بوی به میارزه طلبیدن میده :))
پاسخ:
خیر، رجز نخوندم! :)
شنیدن یه همچین داستان مضحکی کافیه تا نخوام هیچ‌وقت واردش بشم!
۱۷ فروردين ۹۷ ، ۱۹:۱۱ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
اون شیرینی همون جواب بله بود دیگه:-)
عاقبت به خیر بشن الهی!
به قول خودت اگه این دختر خودش رو در معرض مخ زنی قرار نمیداد این پیوند مقدس به وقوع نمی پیوستD:
پاسخ:
مرسی که براشون دعای خیر کردی :)
ولی من میگم اگه قرار بود این بشه از راه درست‌تری هم میشد که بشه، اگر هم قرار نبوده حتما شرایط بهتری وجود داشته! :دی
اصلا چیزی به اسم مخ زنی وجود نداره. یه هم‌‌کلامی ساده دونفرست. [از توی لیست قیمت ناپلئونی را چک می‌کند]
پاسخ:
🤔