مونولوگ

دیوانه منم من که روم خانه به خانه

مونولوگ

دیوانه منم من که روم خانه به خانه

همه به افتخار بگوییم "از تبار توایم"

پنجشنبه, ۱۷ اسفند ۱۳۹۶، ۰۷:۰۰ ب.ظ

شنیده می‌شود از آسمان صدایی که...
کشیده شعر مرا باز هم به جایی که ...

نبود هیچ کسی جز خدا، خدایی که...
نوشت نام تو را، نام آشنایی که-

-پس از نوشتن آن آسمان تبسم کرد
و از شنیدنش افلاک دست و پا گم کرد

نوشت فاطمه، شاعر زبانش الکن شد
نوشت فاطمه هفت آسمان مزین شد

نوشت فاطمه تکلیف نور روشن شد
دلیل خلق زمین و زمان معین شد

نوشت فاطمه؛ یعنی، خدا غزل گفته است
غزل قصیده‌ نابی که در ازل گفته است

نوشت فاطمه تعریف دیگری دارد
ز درک خاک مقام فراتری دارد

خوشا به حال پیمبر چه مادری دارد
درون خانه بهشت معطری دارد
.
.
پدر همیشه کنارت حضور گرمی داشت
برای وصف تو از عرش واژه بر می‌داشت

چرا که روی زمین واژه‌ی وزینی نیست
و شأن وصف تو اوصاف اینچنینی نیست

و جای صحبت این شاعر زمینی نیست
و شعر گفتن ما غیر شرمگینی نیست

خدا فراتر از این واژه‌ها کشیده تو را
گمان کنم که تو را، اصلا آفریده تو را-

-که گِرد چادر تو آسمان طواف کند
و زیر سایه آن کعبه اعتکاف کند

ملک ببیند و آنگاه اعتراف کند
که این شکوه جهان را پر از عفاف کند
.
.
کتاب زندگی‌ات را مرور باید کرد
مرور "کوثر" و "تطهیر" و "نور" باید کرد

در آن زمان که دل از روزگار دلخور بود
و وصف مردمش الهَیکم التکاثر بود

درون خانه‌ تو نان فقر آجر بود
شبیه شعب ابی طالب از خدا پر بود

بهشت عالم بالا برایت آماده است
حصیر خانه مولا به پایت افتاده است

به حکم عشق بنا شد در آسمان علی
علی از آن تو باشد... تو هم از آن علی

چه عاشقانه همه عمر مهربان علی!
به نان خشک علی ساختی، به نان علی
.
.
از آسمان نگاهت ستاره می‌خواهم
اگر اجازه دهی با اشاره می‌خواهم

به یاد آن دل از شهر خسته بنویسم
کنار شعر دو رکعت نشسته بنویسم

شکسته آمده‌ام تا شکسته بنویسم
و پیش چشم تو با دست بسته بنویسم

به شعر از نفس افتاده جان تازه بده
و مادری کن و این‌بار هم اجازه بده

به افتخار بگوییم: از تبار توایم

هنوز هم که هنوز است بی قرار توایم

اگر چه ما همه در حسرت مزار توایم
کنار حضرت معصومه در کنار توایم

فضای سینه پر از عشق بی کرانه توست
کرم نما و فرود آ که خانه، خانه‌ توست

سیدحمیدرضا برقعی




+ ما که زبانمان قاصر است، با زبان دیگری حرف می‌زنیم.
+ مادرم، آرامشم، از صمیم قلب دوستت دارم. وقتی برگردی چشم در چشمت تکرار خواهم کرد و از لبخند چشمانت مست خواهم شد :)
+ هیچ‌وقت به اندازه‌ی امشب اسممو دوست نداشتم، مرسی مامان، مرسی آقای :)
+ شعر خیلی قشنگیه، خودم صد دفعه (اغراق!) خوندمش :)
+ یادم رفت بگم عیدتون خیلی خیلی مبارک
+ هرکی دوست داشت امشب منو دعا کنه لطفا...

۹۶/۱۲/۱۷
تسنیم

مامان

نظرات  (۷)

درود بر مادران و درود بر تسنیم قدح نویس :)
پاسخ:
درود بر جناب قدح :)
عیدتون مبارک
ان‌شاءالله از حضرت زهرا سلام‌الله علیها عیدی بگیرین امشب :)
الان یعنی اسمت فاطمه است؟ 
پاسخ:
تا قبل از امشب زهرا رو بیشتر دوست داشتم :)

عیدت مبارک
ان‌شاءالله از حضرت زهرا سلام‌الله علیها عیدی بگیری امشب :)
عه نمی دونستم اسمتو *__* 
خوش به حالت که هم اسم دختر پیامبری
عید مبارک ^__^
پاسخ:
^__^

عید شمام مبارک :)
ان‌شاءالله از حضرت زهرا سلام‌الله علیها عیدی بگیری امشب :)
مرسی همچنین 
ان شاءالله.
تو هم همچنین ان شاءالله 
ولی در جوابت این به ذهنم اومد: مرگ!
پاسخ:
نمیشه یه کم کمتر صادق باشی؟ 😂😂😂
نه نمیشه :) 
مگه پست را نخوندی به پسره گفتم کدوم گوری بودی 
تو که دختری!
پاسخ:
که نمیشه ها؟ :))
آخر فاطمه یا زهرا؟‌:دی

یه چیزایی یادمه، فاطمه بودی انگار :)
پاسخ:
قبلا هم که گفته بودم دختر!! چه همه فراموشکار شدن :))
اصن فاطمه‌زهرا :دی

ضمنا عیدت مبارک
ان‌شاءالله از حضرت زهرا سلام‌الله علیها عیدی بگیری امشب :)
آره والا... پیر شدیم رفت :)

بهمچنین عزیزم. عیدی قشنگی بگیری ایشالا :)
پاسخ:
:)

همچنییییین :)))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">