مونولوگ

دیوانه منم من که روم خانه به خانه

مونولوگ

دیوانه منم من که روم خانه به خانه

مستراح ;)

سه شنبه, ۱۵ اسفند ۱۳۹۶، ۰۳:۵۶ ب.ظ


یک عدد تسنیم هستم، با طعمِ بوگندوی گل‌های بهاری، خرد و خمیر؛ صدای مرا از استراحت‌گاه می‌شنوید.

آشپزخونه رو کمابیش تکوندم، یه کیک پختم، به هدهد یاری رساندم، نهار هم عدسی :دی

ده دقیقه به بیرون اومدنم رفتم لباسامو که صبح شسته بودم از رو طناب برداشتم که هدهد از بالا صدا زد "تسنیییییم! بدووووو بیااااااا بالاااااا!" سی و دو تا پله رو دویدم، گفت "فرش از رو پشت بوم افتاده، الانه که بارون بگیره. بیا ببریمش تو خونه" به چه مشقتی فرش رو آوردیم تو و بعدش من از فرط خستگی بخاطر این روز پر از بدوبدو، پخش زمین شدم و ناخودآگاه گفتم "مامان کجایییی؟" :(( اگه مامان بودن حجم کار باز هم همین بود، ولی حجم فشار روانی نه! اینکه مغز متفکر تو باشی، تو تصمیم بگیری ظهر چی بخوریم شب چی، کدوم کار کی انجام بشه، امروز چیکار کنیم فردا چیکار، خیلی فرق داره با اینکه فقط مأمور انجام دستورات یکی دیگه باشی. الحق که مامان مغز متفکر خوبین.


کیک امروز یه دورخیز بود واسه روز مادر. می‌خوام شب تبدیلش کنم به کیک‌بستنی، ببینم اگه خوب شد و تونستم از پسش بربیام روز مادر هم همینو درست کنم. چون خانواده از خامه و شکلات خوشش نمیاد من مجبورم یه جایگزین پیدا کنم. نه اینکه دیگه خامه نزنم! بلکه در کنارش اینم بزنم که خانواده کیک خشک میل نکنن!


+ البته که روز مادر ما وقتیه که مامان از قم برگردن :)



* استراحت‌گاه: کلینیک/محلی که در آن کفش خود را خارج نموده و روی صندلی چهارزانو نشسته و با گوشی یا سیستم ور می‌روند.


۹۶/۱۲/۱۵
تسنیم

نظرات  (۱۴)

فرش چند در چند؟ 😲
پاسخ:
سه در چهار :)
دروووووغ میگی
۳ در ۴ را دو تا دختر بلند کردین! 😮
پاسخ:
خیس نبود ها! خشک شده بود. ولی چون لوله نبود و بهم ریخته بود خیلی سخت بلند میشد.
۱۵ اسفند ۹۶ ، ۱۷:۳۵ زمستان ‌‌..
داغ دلم تازه شد...از این جهت که من مامور انجام دستورات بودم تو کل زندگیم، نه مغز متفکر ...البته مامور خوبی هم نبودم!
+این پست هم حس زندگی داشت... :)
پاسخ:
تو این دوره و زمونه اکثر فرزندان نهایتا بتونن همون مامور اجرا باشن، مغز متفکری می‌مونه برای وقتی که برن خونه‌ی خودشون.

+ :)
۱۵ اسفند ۹۶ ، ۱۷:۴۱ زمستان ‌‌..
منظورم شخصیت بود، شخصیت سرباز دارم نه فرمانده ! و اگه فکری نکنم، خونه بخت هم که برم، بزرخ هم برم، سرای آخرت هم پا بذارم باز هم منتظر رسیدن دستوراتم ! Anyway ..
پاسخ:
پس فکری بکنید!
۱۵ اسفند ۹۶ ، ۱۷:۵۶ زمستان ‌‌..
دستور شما انجام خواهد شد! 
پاسخ:
یاد اون داستان تمثیلی افتادم که بچگی برامون تعریف می‌کردن:
یه نوکر تنبلی بوده که بسیار تنبل بوده! به طوری که حتی برای برآوردن نیازهای ضروری خودش هم تنبلی می کرده. ولی اوامر اربابش رو چون مجبور بوده به هر حال انجام می‌داده. یه روز گرم تابستونی همین‌طور که از تنبلی ولو شده بوده، هی می‌گفته "وای چقد تشنه‌ام! وای چقد تشنه‌ام!" اربابش که از تنبلی بیش از حدش خبر داشته می‌دونسته که اگه الان بهش بگه "خوب برو آب بخور" تنبلی می‌کنه و نمیره، پس فکری کرده و گفته "منم خیلی تشنه‌ام، برو برام یه لیوان آب بیار" نوکر هم اطاعت میکنه و میره برای اربابش آب میاره. بعد ارباب دستور میده "حالا بخورش" :))

نکته۱: در مثل جای مناقشه نیست.
نکته ۲: ما نمی‌پرسیدیم که آیا نوکره علاوه بر تنبل بودن خنگ هم بوده؟ چرا وقتی رفته برای ارباب آب بیاره، خودش هم آب نخورده؟ شما هم سؤال نکنید!
نکته ۳ (بعدا نوشت): جل‌الخالق! جالبه که تو آخرین پستتون از اربابتون و از تنبلی! نوشتین :)))

۱۵ اسفند ۹۶ ، ۱۸:۴۸ زمستان ‌‌..
:)))
پاسخ:
:)
خسته نباشی دلاوررررر خدا قوت پهلوان ^__^
واقعا مادر نعمت بهشتی هست که تازه در غیبتش می فهمیم چقدر ارزشمندن
کیک بستنی خعلللللیییی خوبه مطمئن باش اگر خامه ای پز خوبی باشی از پسش برمیای
فقط بستنی تو قبل از ریختن توی کیک یه نیم ساعت بذار در دمای محیط بمونه که نرم بشه ...من نذاشتم کیک بستنیم مثل بتون سفت شد :)))
پاسخ:
سلامت باشی مرسی :))

الان دستور کیک‌بستنی‌ای که تو درست کردی چجوریه که مثل بتون سفت شده؟ من بستنی رو بین دو لایه‌ی کیک گذاشتم. نکنه بستنی رو تو مایع کیک ریختی؟ من پنج دقیقه هم نشد که از فریزر درآورده بودم، با قاشق تو کاسه ریختم تو همون دوسه دقیقه نرم شد و گذاشتم بین کیک.
نه بابااااا تو مایع کیک نریختم مگه میشه ریخت تو مایع کیک؟منتها از فریزر درآوردم مستقیم گذاشتم وسط کیک مثل سنگ قلوه شد
پاسخ:
نه دیگه، نمیشه. واسه همین تعجب کردم :)
فک کنم فریزرتون خیلی درجه‌ش پایینه!
عاره گویا :)
پاسخ:
:)
سلام
خداقوت...من توی خونه خودمم اما سنگین ترین چیزی که گاااهیی بلند میکنم سبد لباساست...شما فرش ببند میکنید؟! انصافاً ماشاءالله!
پاسخ:
سلام :) ممنونم :)
ما مجبور بودیم دیگه.
ولی بذارین مراتب تعجب خودمو ابراز کنم: سبد لباس؟ سنگین‌ترین؟ گاهی؟ انصافا چه باحال و عجیب!
طاعات و عبادات شما و همشیره مکرمه قبول باشه ؟ :))
سند:
- نظافت از ایمان است.
- طهارت نصف دین است.
(رسول خدا صلوات الله علیه و آله)
پ ن:
خانه تکانی سنتی بسیار نیک است که اگر تمام سال هم جاری باشد بجاست. :)))))
پاسخ:
دفعه‌ی بعد نیت قربة الی الله هم بکنم پس :))
ممنون :)
ربط پست به عنوان چی بود خانوم؟!؟
پاسخ:
پاسخ مختصر می‌خواهی یا مبسوط؟ :)
مختصر: مستراح=استراحت‌گاه
مبسوط: اونجا بخاطر کار سبکی که داره به نوعی استراحت‌گاه محسوب میشه، به علاوه کارش جوریه که چیزی به آدم اضافه نمی‌کنه و ازش کم می‌کنه! اما وجودش فعلا برای بقا ضروریه ;) تا برسم به بهشت (زمینیم) و دیگه نیازی بهش نداشته باشم😂😂😂
تو وبلاگ جناب قدح گفته بودی که دو تا از باهوشهای بیان گفتن شما با جناب دچار یکی هستید! فکر کردم منو میگی کلی چاق شدم که من باهوش بیان حساب شدم!
رفتم دیدم نه خیر دو نفر دیگه اینو پشت سر هم گفتن!:))
آقا بیا و بکنش سه تا از باهوشای بیان! منم بیام تو گروه:)))


+برداشتن اجسام سنگین خیلی کار خوبی نیست خانم دکتر حتی اگر به قیمت تکانش یک خانه باشد.
اصلا همین که بتونی فکر کنی ناهار چی باشه و شام چی و به نتیجه هم برسی، یعنی یه پا کدبانو شدی :)
پاسخ:
عه! مشکل از من بوده🙈 کامنت‌ها رو کامل نخونده نظر دادم. منظورم دقیقا شما و جناب زمستان بودین. نفر سوم که نمی‌دونم کیه اگه اعتراض داره بیاد بگه با هم حلش می‌کنیم :)
ولی جدا خوشحال شدم دیدم تو این فکر تنها نیستم! گفتم اینا که اینجوری فک کردن پس واقعا خبراییه! خخخخ
* جناب دچار شفاف‌سازی بفرمایید...

آخه خوب عصر بارون اومد، هیچ‌کس بجز ما دو تا هم تو خونه نبود، زحمتای شستن فرش هدر می‌رفت، ولی ان‌شاءالله از این به بعد سعی می‌کنم به توصیه‌ی شما و بانو سیب (:دی) عمل کنم و مواظب خودم باشم😊
آفرین! دقیقا! باید به آقایونی که خیلی ادعاشون میشه بگیم یه ماه نه، یه هفته عهده‌دار شام و نهار و حتی صبحانه بشن ببینیم چند مرده حلاجن! اگه ایده کم نیاوردن! اگه دست به دامن گوگل نشدن😆 اونوقت بیان واسه خانوما جوک بسازن که "خانمه رفته تو گوگل سرچ کرده شام چی بپزم!"

ببین زیر یه مستراح چقد بحث بوده :)))
پاسخ:
اصلا جای بحث همینجاست، اتاق فکر!!!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی