مونولوگ

مونولوگ

یک دختربچه بیست و اندی ساله منتخب برای بازی در نقش آرتمیس قصه ما...

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

پیاده آمده بودم، پیاده خواهم رفت

يكشنبه, ۱۹ شهریور ۱۳۹۶، ۰۶:۵۰ ق.ظ

بعضی چیزا انقد رو دلم سنگینی می‌کنه که طاقتم طاق میشه. نفسم تنگ میشه. در واقع من باید غلط بکنم این فکرا رو بکنم.

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۶/۰۶/۱۹
آرتمیس

نظرات  (۷)

:|
پاسخ:
وات دِ فاز؟
۱۹ شهریور ۹۶ ، ۰۸:۲۳ دُچــــ ــــار
چیه باز کسی بهت گفته افغانی ؟ :))

+ عیدی ما یادتون نره :/
پاسخ:
واه! چه حرفا! چرا من هرچی می‌نویسم ربطش میدین به این موضوع؟

واسه عیدی هم مراجعه کنین به پست قبل :/
۱۹ شهریور ۹۶ ، ۱۰:۰۷ دُچــــ ــــار
آخه تیترش همینو میگه :/
پاسخ:
هرکی پیاده اومده پیاده میره، می‌خواد بره افغانستان؟ :/
۱۹ شهریور ۹۶ ، ۱۱:۳۲ دُچــــ ــــار
خخخخخخخخ :))))))))

خیلی قشنگ بود :)))))
پاسخ:
:)
 غروب در نفس گرم جاده خواهم‌رفت‌ ... 
پ ن: 
الم نشرح لک صدرک ؟
پاسخ:
نه! نه!
داره پاییز میشه، یه غروب جمعه که قراره سه ماه طول بکشه...
پاسخ:
یه فصل بی‌نهایت زیبا و دلباز و خوش آب و هوا که آدم با فکر رسیدنش بی‌صبر میشه :)
مشهد پاییزا برف میاد؟ مثلا یه آبانِ برفی ...
پاسخ:
مشهد؟ زمستوناشم به زور برف میاد! اما 95 خوب بود.
آبان باید آبانی باشه، بهمن بهمنی... گرچه برف تو هر فصلی خوبه!!!🙄

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">