مونولوگ

مونولوگ

یک دختربچه بیست و اندی ساله منتخب برای بازی در نقش آرتمیس قصه ما...

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۲ آذر ۹۶، ۲۲:۲۵ - پرهـ امـ
    : ))

آرتمیس مهربون :)

شنبه, ۱۷ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۴۳ ب.ظ
چند دقیقه قبل تو حوزه‌ی خودم یعنی حیاط نشسته بودم. دیدم یه صدای خفیفی میاد مثل اینکه کسی یواش به در می‌زنه. بیخیالش شدم و باز سرمو کردم تو این ماسماسک. دیدم صدا بیشتر شد، رفتم جلو، یه دست رو بالای در دیدم که درو محکم گرفته و انگار داره میاد بالا! دست یه بچه بود، می‌خواست بره بالا انگورهایی که از تاک آویزون بود رو بکنه!!! آروم گفتم: "کیه؟ آی بچه چیکار می‌کنی؟" دیدم پرید پایین و رفت. اومدم تو خونه به بقیه گفتم. داداشام شروع کردن دست انداختنم! گفتن "ما هم صداتو شنیدیم! مثلا داشتی دعواش می‌کردی؟" بعدم ادای منو درآوردن و با یه لحن مهربون و ملایم هی می‌گفتن "آی بچه چیکار می‌کنی؟" منم گفتم "توقع داشتین داد بزنم آآآآآی دزد؟!؟ یا زنگ بزنم پلیس 110؟ انگور بود دیگه!" مامانم از بیرون برگشت و گفت "همونایی رو هم که کنده افتاده رو زمین زیر پا له شده" باز اینا شروع کردن "از بسسس خشن حرف زدی با بچه، طفلک زهره ترک شده، انگورا رو هم ول کرده فرار کرده!😂😂😂😂😂"
خوبه نمردم و یکی گفت من با ملاطفت حرف می‌زنم!

+ ستاره جان، راستش حوصله ندارم جواب خصوصیا رو بیام وبت بدم! خخخخ همینجا میگم.
1. برای اون نقاشی؛ یک قاشق ماست، نصف قاشق آرد و چند قطره زعفران دم‌کرده رو با هم مخلوط می‌کنیم و بعد با یه سیخ، چوب کبریت یا هر چیزی نقشی که می‌خوایم رو روی قابلمه می‌کشیم، بعد میذاریم رو گاز با حرارت بالا سی ثانیه یا همین حدودا که خشک بشه، بعدم مواد ته‌دیگو می ریزم و می‌پزیم.
2. اون اولی ماسته که توش زرده تخم مرغ و زعفرون ریختم، قبل ته‌چین پزیدن!
3. نمی‌دونی چرا کامنتا بسته است؟ :/ فراموشی داری هر دفعه می‌پرسی؟ :|
4. پولم کجا بود آزاد بخونم بابا! 91 وارد، 95 فارغ‌التحصیل شدم.


والا، بلا من کامنتا رو بستم بخاطر شما! چون عذاب وجدان داشتم رو حرفای بی اهمیت من نظر میذارین. ولی ظاهرا بسته هم باشه شما نظرتونو میذارین. خصوصی هم میذارین که کار من سخت‌تر میشه😅 ضمن اینکه از لطف شما تشکر می‌کنم کامنتا رو هم باز می‌کنم، و مجددا مجددا مجددا تأکید می‌کنم اگه می‌تونین استفاده‌ی بهتری از وقتتون داشته باشین اصلا این صفحه رو باز نکنین. من خاطراتم رو می‌نویسم چون بعدا از خوندنشون لذت می‌برم. اینا برای بعدهای خودمه :) از خوندن وبلاگ‌های شمام لذت می‌برم. ممکنه هر ده بیست پست یه بار کامنت بذارم، دلیلش اینه که حرف قابل عرضی ندارم، ولی می‌خونم و کیف می‌کنم :) از روزمرگی‌های روون دلژین مهربون، از غرغرها و وقایع بیمارستان ستاره جان، از قلم گیرای سِرِک،  از پست‌های مفهومی جناب دچار، از چرندیات جناب الف سین (البته جسارت نباشه، عنوان خیلی از پست‌هاشون چرندیاته، در حالی که اصلا چرند نیستن!)، از خاطرات دفاع مقدس و بخصوص پژوهش‌ها و خرافه‌زدایی‌های جناب اسدپور، از صداقت‌های پرواز، از داستان‌های جناب غمی، از نکته‌سنجی‌های لوسی‌می، از طومارهای مستر مرادی، از نگاه‌های متفاوت جناب هشت‌حرفی، از پست‌های هزار سال یک بارِ تبارک جان ، از زندگی رنگی رنگی ارکیده، از معجون‌های انگلیسی فارسی جناب دایی و در کل از وبلاگ تمام کسانی که دنبال می‌کنم لذت می‌برم. گفتن نداره که از دنبال شدن به علت دنبال کردن و از کامنت گذاشتن به علت کامنت گذاشتن بدم میاد!
موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۶/۰۴/۱۷
آرتمیس

خانواده

دوست

نظرات  (۱۲)

سلام وبتون خیلی جالب بود خوشحال میشوم به ما هم سری بزنید
پاسخ:
بسم الله!
چه حسن مطلعی! واقعا خوندین پستو؟ خوندین اونجاشو که گفتم از بده بستون وبلاگی بدم میاد؟
انگار اسپم‌ها باز شروع شدن :|
۱۸ تیر ۹۶ ، ۰۱:۱۱ ستاره جان
اصلا هم فراموشی نداشتم :/
رعایت حقوق خواننده(بر مبنای مصرف کننده) رو نمی کردی خوب منم اعتراض می کردم :) 
که الحمدلله به ثمر نشست 
خوب بعله کار ما هم سخت میشد 
اگه ۹۱ اومدی که ندیدمت اما ۹۵ اگه رفتی ممکنه دیده باشمت :)
پاسخ:
نه واقعا گاهی که سوال تکراری می‌پرسی میگم شاید جواب قبلی رو نخونده یا شاید از مشغله‌ی زیاد یادش رفته!!!😂
الان دیگه باید تندیس رعایت حقوق مصرف‌کننده‌ی امسال به من تعلق بگیره :)
آره می‌دونم 91 وارد نشدی، دیگه ارشد شیش سال که طول نمی‌کشه!
کامنت های اون مطلب رو بسته بودید...
 جدا شما شجره نامه دارید؟میشه بگید چرا سادات افغانی اجازه ندارند با عوام ازدواج کنند؟ اگر منعی وجود داشته باشه چرا به صراحت در روایات و احادیث نیاموده یا اگر اومده خب بگید تا من هم بدونم؟ 
{مثلا در مورد زکات داریم نباید عوام به سادات زکات بدهند و فقط زکات سادات به سادات مجاز است و یه مبلغی هم هست که باید همه به عنوان سهم سادات بپردازند مثل خمس  و مواردی این چنین که به صراحت حدوداش مشخص است}
این ازدواج های فامیلی مشکلات ژنتیکی ایجاد نمیکنه مثلا ممکن نیست انسان های ضعیف تری به وجود بیاد و در چند هزار سال آینده نسل تون منقرض بشه؟ 
{من از زیست شناسی و ژنتیک سر در نمیارم ولی در برنامه نویسی و حل مسائل مربوط به هوش مصنوعی الگوریتم و روشی داریم که با استفاده از قوانین ژنتیک کار میکنه یعنی مولفه هایی با هم ترکیب میشوند و یک جهش ایجاد میشه و ترکیب های جدیدی به وجود میاد و ضعیفتر ها حذف میشوند تا به بهترین پاسخ مسئله برسیم ...}


پاسخ:
من که یادم نمیاد گفته باشم سادات افغان اجازه‌ی ازدواج با عوام رو ندارن. گفتم تعدادی از سادات این کار رو دوست ندارن و انجام نمیدن.
خوب این واضحه که ازدواج درون فامیلی یا قومی، ژنوم قوم رو تضعیف می‌کنه، این افراد به این مسئله فکر نمی‌کنن و به نظر هم نمی‌رسه دلیل و مدرک روایی داشته باشن. صرفا طبق سلیقه‌ی خودشون عمل می‌کنن.
تنها نکته‌ای که وجود داره و شما توجه نکردین اینه که اگه ازدواج سید و عام به وفور صورت بگیره، بعد از چندین نسل، خلوص ژنتیکی این گروه میاد پایین. اگه به صورت ملموس بخوایم بگیم بعد از چند نسل دیگه سادات و طباطبایی و رئیس‌السادات و... وجود نخواهند داشت. در واقع این کار برای جلوگیری از همچین مسئله‌ای هست.
خدایی اون ماست و تخم مرغ سوال منم بود ! هعی نگاه میکردم فک کردم ژله اس :/ 
+بیچاره بچه نذاشتی انگورش رو بخوره ها 😂😂😂😂 

پاسخ:
وووی از ژله خوشم نیاید همی! مگه توش بستنی‌ای چیزی باشه :)
+ چی چیو! باید دعواش می‌کردم! غوره می‌خوره دل درد میشه! :)
۱۸ تیر ۹۶ ، ۰۹:۳۷ دچـــــ ـــــار
دنبال شدید دنبال کنید ممنون میشم :) مرسی
پاسخ:
فک کنم فهمیدم چجوری ایمیلتون رو عوض کردین. دو تا اکانت تو بیان ساختین، آره؟ رؤسای بیان گفتن نمیشه ایمیلو عوض کرد، شما دورشون زدین فک کنم :)
۱۸ تیر ۹۶ ، ۱۰:۰۲ دچـــــ ـــــار
من خیلی دنبال روسای بیان هستم که ایده هام رو در اختیارشون بذارم :) کیا هستن؟

+ تیتر موجبات تعجب ما را برانگیخه است !:)
پاسخ:
به طور مستقیم که نمیشه باهاشون ارتباط گرفت! به من بگید به گوششون می‌رسونم :)

+ خوب واضحه که از پشت یه صفحه‌ی چند اینچی نخواهید تونست ابعاد مختلف شخصیت آدم‌ها رو بشناسید.
+ فک کنم منو به شکل یه غول خشن متصور میشین!
۱۸ تیر ۹۶ ، ۱۰:۴۷ دچـــــ ـــــار
بلکَم خفنتر :)
پاسخ:
:|
۱۸ تیر ۹۶ ، ۱۱:۱۱ دچـــــ ـــــار
البته خب بقول شما این برداشت ماست ممکنه درست نباشه :) ما از رفتارایی که دیدیم و خوندیم اینو برداشت کردیم
پاسخ:
بله همینطوره. ولی خوب همه چی که اینجا نوشته نمیشه. اینکه من قاطع یا جدی باشم یا تو محیط کار خشک و کم‌حرف باشم بخشی از شخصیتی که برای خودم انتخاب کردم. بخش خونه و دوستای صمیمی متفاوت از اینه. ولی بیرون همون بهتر که فک کنن من یه غول خشنم تا یه بره‌ی مطیع و نفهم! :)
۱۸ تیر ۹۶ ، ۱۱:۳۷ دچـــــ ـــــار
یا این یا اون؟ حد وسطی هست میان بره و گرگ که میشه انسان :)))
پاسخ:
من اینطوری تقسیم نمی‌کنم. برای من حد وسطی وجود نداره. آدم یا خوبه یا بد. اگه خوب نباشه می‌تونه یکم بد باشه یا خیلی بد. من الان یه بد متوسطم، اگه نشه که خوب بشم، نباید از این بدتر بشم. :)
+ یه چیزی شبیه همون قانون صفر و یکی که گفتین.
۱۸ تیر ۹۶ ، ۲۲:۳۱ س _ پور اسد
سلام و سپاس ...  اینکه مطالب وبگاه این کمترین در فهرست علاقه مندیهای سرکار عالی می باشد ؛ مایه مباهات و دلگرمی است ... حقیر هم بیشتر از مطالب دوستان و از جمله سرکار ؛ بازدید دارم ولی به دلایلی نظیر شما نظری ارائه نمی دهم .... گاها با علامت + و ✔ ...اعلام حضور می کنم .... ارادنمند شما و همه دنبال کنندگان جوان .... پوراسد
پاسخ:
ممنون از حضورتون :)
۲۱ تیر ۹۶ ، ۱۱:۲۵ تبارک منصوری
یادمه یه بار آقای نجفی(وبلاگنویسن) همچین چیزی راجع به من گفتن... غیبت های صغری و کبری خانم منصوری 😝
و البته دیده شده وقتی از من اسمی برده بشه وبلاگ مذکور به طرز فجیعی ترکانده میشود و نویسنده بنده خدا خانه نشین میشود! پیشاپیش خانه نشینیت مبارک😁😅
و تو لطف فراوان داری به نوشته های شلخته ام...سپاس که میخونی💞
پاسخ:
ایشونو که نمیشناسم، ولی چه تعبیر بجایی! 😂 صغری و کبری!
وبلاگم نترکه صلوات! :)
۲۱ تیر ۹۶ ، ۱۱:۳۰ تبارک منصوری
آها راستی یادم رفت بهت بگم. درباره اسپمه، یادمه روزای اول که وبلاگمو ساختم یه بنده خدا که اسم وبش یادم نیست و خدا نیاکانشو بیامرزه گفت یه گزینه هست تو تنظیمات اونو فعال کنین اسپم ها به طور خودکار به جعبه هرز نامه هدایت میشن.. الان برای من اینطوره هیچ اسپمی قاطی نظرات نمیاد و جعبه هرز نامه پره. خواستم بهت بگم ولی هر چی دنبال گزینه هه گشتم نبود! نمیدونم برداشته شده یا چی ولی بخش مدیریتو زیر و رو کردم و پیدا نشد! خواستم بگم همونو فعال کن 😂😂
پاسخ:
خدا رو شکر فعلا اسپم ندارم.
ولی من حتی طاقت ندارم بره تو هرزنامه! باید همه جا صاااااف و صووووف باشه :)
موقعی هم که کامنتا بسته بود دوستان تو مطالب غیر مرتبط یا تماس با من نظر میذاشتن که بی‌نظمیش باعث میشد اعصابم خورد شه!😆😅

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">