مونولوگ

مونولوگ

یک دختربچه بیست و اندی ساله منتخب برای بازی در نقش آرتمیس قصه ما...

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۷ مهر ۹۶، ۲۲:۵۹ - س _ پور اسد
    +

قند و نباته دختر :)

چهارشنبه, ۳ خرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۰۷ ب.ظ

خونه بغلی عروسیه، صدای هووووووشون تا چهل فرسنگ زیر زمین هم میره :) تعجججبات کردیم که چرا ما رو دعوت نکردن! 0_0

آخرین بار که عروسی بودم، عروسی داداشم بود؛ حدود سه سال پیش. قبلشم عروسی خواهرم بود، حدود چهار و نیم سال پیش. آیا حقش نیست که الان یه عروسی برم؟

امروز دکتر با روانشناس سر خاکی بودن بحث میکردن، خیلی در جریان صحبتشون نبودم، ولی فک کنم روانشناس میگفت: "من (خودش) خاکی‌ام." دکتر میگفت: "نه!" از من پرسید: "از بین ما سه تا (دکتر، روانشناس و مددکار) کی از همه خاکی‌تره؟" گفتم: "روانشناس😆" البته طبق شناخت خودم گفتم، بعد یهو حواسم رفت سمت مددکارمون. حس کردم ناراحت شده. نمیدونم چرا نمیشه حرفامو رک نزنم؟ مثلا یکم پیچ و تاب میدادم جمله‌مو شاید بهتر بود. مثلا میگفتم: "من خیلی آدم‌شناس نیستم و خیلی هم با هم فرق ندارین. حالا از نظر من شااااید خانم فلانی یکم خاکی‌تر باشن!" حالا از اون ضایع‌تر بعدش در صدد دلجویی از مددکار براومدم! خوب نمیتونم ببینم حرفی که ازش منظوری نداشتم به کسی برخورده. خوبه بهش برنخورده بود :)


+ تیتر: آهنگ عروسی بغلی :)

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۶/۰۳/۰۳
آرتمیس

عروسی

نظرات  (۴)

:)) ادم یادش میره چرا شاخ و برگ نداد اصن
پاسخ:
کلا بلد نیستم حاشیه برم. مستقیم سر اصل مطلب! :):)
از عروسی متنفرم 
پاسخ:
چرا؟!؟ 🤔
۰۴ خرداد ۹۶ ، ۱۸:۳۱ دایی ‌‌جان
تا باشه از این سر و صداها:)
پاسخ:
بله ولی نه فقط برای همساده :)
۰۴ خرداد ۹۶ ، ۲۲:۱۸ سیامک پور اسد
شادی و غم ؛ همسایهء دیوار به دیوار ند؛ وقتی می خندید قهقهه نزنید (افراط نکنید) مبادا ؛ غم بیدار شود .........

پاسخ:
چه جمله‌ی قصاری!
ممنونم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">